تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
رفت ، سپس باز گشت و گفت : صحيح است . در توقيع اين گونه بود : شما را بشارت مىدهم به بشارتى كه ديگرى را بدان بشارت نداده‌ام . زن گفت : او مىگويد : هنگامى كه بر پيامبرت صلوات مىفرستى ، چگونه مىفرستى ؟ گفتم : مىگويم : أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ خدايا ؛ بر محمّد و آل محمّد درود فرست و بر محمّد و آل مُحَمَّدٍ ، كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَ الِ محمّد بركت بده ، بهتر از آن چه بر ابراهيم و آل ابراهيم صلوات فرستادى و بركت دادى و ترحّم نمودى ؛ إِبْراهيمَ ، إِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ . زيرا ؛ همانا تو ستوده و بزرگوار هستى . گفت : نه ؛ در صلوات ، همهء آن‌ها را نام ببر و بر همهء آن‌ها درود فرست . گفتم : باشد . فردا كه آن زن از غرفهء فوقانى پايين آمد ، دفترى كوچك همراهش بود و گفت : او مىگويد : هر گاه خواستى بر پيامبر و بر جانشينانش درود بفرستى ، بر طبق اين نسخه صلوات فرست . آن را گرفتم و بدان عمل نمودم ؛ چند شب او را مىديدم كه از اتاق پايين مىآمد در حالى كه نور چراغ ، همچنان برپا بود ؛ درب را باز مىكردم و به دنبال آن نور خارج مىشدم و من آن نور را مىديدم ولى كسى را نمىديدم تا اين كه داخل مسجد مىشد . گروهى از اشخاص از كشورهاى مختلف را مىديدم كه به درب اين منزل مىآمدند و بعضى به آن پيرزن ، نامه‌هايى مىدادند و او نيز به آن‌ها نامه‌هايى مىداد و با آنان سخن مىگفت : آن‌ها نيز با پيرزن سخن مىگفتند كه من متوجّه نمىشدم و بعضى از آن‌ها را هنگام بازگشت در راه ديدم تا اين كه به بغداد رسيدم . « 1 »
هامش
( 1 ) . جمال الاسبوع : 301 .
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 263 | سيد مرتضى مجتهدى سيستانى