دَعاكَ بِهِ نُوحٌ ، إِذْ نادى رَبَّهُ « أَنّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ * فَفَتَحْنا
نوح به آن نام تو را خواند ؛ آن هنگام كه پروردگارش را ندا داد : « من شكستخوردهام پس يارى برسان * در اين هنگام
أَبْوابَ السَّمآءِ بِمآءٍ مُنْهَمِرٍ * وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى
درهاى آسمان را با آبى فراوان و ريزان گشوديم * و زمين را شكافتيم و چشمههاى زيادى بيرون فرستاديم و اين
الْمآءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ » ، « 1 » وَنَجَّيْتَهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ ،
آبها به اندازهء مقدّر باهم آميختند » و سوار بر چيزى كه داراى تختهها و ميخها بود ( كشتى ) نجاتش دادى ،
فَاسْتَجَبْتَ دُعآءَهُ وَكُنْتَ مِنْهُ قَريباً يا قَريبُ ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلى
پس دعايش را اجابت نمودى و تو پيوسته به او نزديك بودى ، اى نزديك ؛ ( مىخواهم ) كه بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تُنْجِيَني مِنْ ظُلْمِ مَنْ يُريدُ ظُلْمي ،
محمّد و آل محمّد درود فرستى و مرا از ستم آن كه مىخواهد به من ستم كند نجات دهى ،
وَتَكُفَّ عَنّي بَأْسَ مَنْ يُريدُ هَضْمي ، وَتَكْفِيَني شَرَّ كُلِّ سُلْطانٍ
و مرا از شرّ و عذاب آن كه شكستم را مىخواهد ، نگه دارى ، و مرا كفايت كنى از شرّ هر سلطان
جآئِرٍ ، وَعَدُوٍّ قاهِرٍ ، وَمُستَخِفٍّ قادِرٍ ، وَجَبَّارٍ عَنيدٍ ، وَكُلِّ شَيْطانٍ
ستمپيشه و منحرف ، و دشمن چيرهشونده ، و خواركنندهء پرتوان ، و زورگوى ستيزهگر ، و هر شيطان
مَريدٍ ، وَإِنْسِيٍّ شَديدٍ ، وَكَيْدِ كُلِّ مَكيدٍ ، يا حَليمُ يا وَدُودُ . إِلهي
سركش و نافرمان و هر انسان سختگير ، و مكر هر حيلهگر ، اى بردبار ؛ اى بسيار مهربان ؛ خداى من ؛
وَأَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي دَعاكَ بِهِ عَبْدُكَ وَنَبِيُّكَ صالِحٌ عَلَيْهِ
از تو مىخواهم به واسطهء آن نامت كه به آن نام بنده و پيامبر تو حضرت صالح - كه بر او
السَّلامُ فَنَجَّيْتَهُ مِنَ الْخَسْفِ ، وَأَعْلَيْتَهُ عَلى عَدُوِّهِ ، وَاسْتَجَبْتَ
درود باد - تو را خواند ؛ پس او را از فرو رفتن ( خوارى و نقصان ) نجات دادى ، و بر دشمنانش برترى بخشيدى ،
دُعآءَهُ ، وَكُنْتَ مِنْهُ قَريباً يا قَريبُ ، أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ
و دعايش را اجابت نمودى ، و تو به او نزديك بودى ، اى نزديك ؛ ( مىخواهم ) كه بر محمّد و آل
مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تُخَلِّصَني مِنْ شَرِّ ما يُريدُني أَعْدآئي بِهِ ، وَسَعى
محمّد درود فرستى ، و مرا از شرّ آنچه دشمنانم نسبت به من مىخواهند و حسودانم تلاش مىكنند
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيهء 10 - 12 .