تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دولت كريمه امام زمان (عج) (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
او خارج شد و داود به او گفت : اى كنيز خدا ؛ اسم اين فرزندت چيست ؟ زن گفت : اسمش « مات الدين » است . داود به آن زن گفت : چه كسى او را به اين اسم ناميده است ؟ ! زن گفت : پدرش . داود گفت : چرا او را به اين نام ناميده است ؟ ! زن گفت : او براى مسافرتى كه داشت از منزل خارج شد و عدّه‌اى با او بودند و من به اين پسر حامله بودم . آن عدّه از سفر برگشتند ولى همسرم بازنگشت . از آن‌ها دربارهء او سؤال كردم . گفتند : او مُرد . از مال او از آنان سؤال كردم . آن‌ها گفتند : او مالى به جاى نگذاشت . گفتم : او شما را به سفارشى وصيّت نكرد ؟ گفتند : او گمان مىكرد تو حامله هستى . گفت : فرزندت را چه دختر باشد و چه پسر « مات الدين » بگذار . پس فرزند را به آن نام كه او وصيّت كرده نام گذاردم و خلاف آن را دوست ندارم . داود گفت : آيا آن گروه را مىشناسى ؟ زن گفت : آرى . داود گفت : نزد آنان برو و آنان را از منزل‌هاىشان خارج كن و بياور . آن‌ها چون نزد داود حاضر شدند در ميان آنان اين گونه حكومت كرد . پس خون آن مرد را بر آن‌ها ثابت كرد و مال را از آنان گرفت . سپس به زن فرمود : اى كنيز خدا ؛ فرزندت را « عاش الدين » نام بگذار . « 1 » از اين روايت استفاده مىشود كه تكيه كردن شريح به سوگند منكرين كارى اشتباه بوده است و سوگند و يمين آنان ، سبب قضاوتِ ناحقِّ او شده است .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 40 / 259 .
دولت كريمه امام زمان (عج) (فارسى) — صفحة 69 | سيد مرتضى مجتهدى سيستانى