« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ . . . » . « 1 »
اى داود ؛ ما تو را جانشين در زمين قرار داديم ، پس ميان مردم به حق حكم نما .
بر اساس تفضّل و عنايتى كه خداوند به حضرت داود و حضرت سليمان نموده ، از جرياناتى آگاه مىشدند كه ديگران از آن اطّلاعى نداشتند . بر همين اساس ، قضاوت و حكومت آنان به گونهاى بوده كه از ويژگىهاى خاصّى برخوردار بوده است . به اين جهت آن بزرگواران در قضاوتهاى خود نيازى به بيّنه و شاهد نداشتند .
بحث روايى
بعضى معتقدند كه قضاوت حضرت داود بر اساس واقع و بدون رجوع به بيّنه فقط در يك يا چند مورد واقع شده است .
با دقّت در اين روايات استفاده مىشود كه قضاوت حضرت داود به مقتضاى واقع - نه بر اساس بيّنه - محدود به يك مورد نبوده است ؛ زيرا آنچه كه باعث اختلاف افراد و رجوع به حضرت داود شده يك چيز نبوده است . براى توضيح مطلب در اين روايات دقّت كنيد :
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند :
حضرت داود عليه السلام به خداوند عرض كرد : خداوندا ؛ حقّ را آن گونه كه نزد تست به من بنمايان تا من به آن قضاوت نمايم .
خداوند به او وحى فرمود : تو طاقت چنين كارى را ندارى !
حضرت داود اصرار نمود تا خداوند خواستهء او را انجام داد .
مردى نزد او آمد كه كمك مىخواست و از مرد ديگرى شكايت مىكرد و مىگفت : اين شخص مال مرا گرفته است . خداوند جليل به حضرت
هامش
( 1 ) . سورهء ص ، آيهء 26 .