گروهى از دانشمندان و دانشمندنماها دانسته و ندانسته ، از علم و دانش سوء استفاده نمودند يا تاريكى جهل را به عنوان نور علم به مردم جلوه دادند .
بديهى است اين كار يك عامل مهمّ در سرخوردگى جامعه از علم و دانش است ؛ به گونهاى كه جهانيان باور كردهاند : دانشمندان نمىتوانند حكومت ايدهآل را بر عالم حاكم نموده و جهان را به مدينهء فاضله تبديل نمايند .
محدوديّت علم
عامل ديگرى كه سبب نااميد شدن مردم از علم و دانش مىشود ، محدوديّت آن است ؛ به ويژه دربارهء روح كه بشر پيرامون آن از علمى اندك برخوردار است . قرآن در اين باره مىفرمايد :
« وَما اوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلّا قَليلًا » . « 1 »
از دانش ، چيزى جز مقدارى اندك داده نشدهايد .
تا وقتى كه مغز آدمى كارآيى كامل نداشته باشد و حتّى نابغهترين دانشمندان فقط از جزئى اندك از مغز خود استفاده كنند ، بشر چگونه مىتواند رازهاى عظيم و ناگشودهء جهان بزرگ را درك كند ؟
اين حقيقتى است كه در روايات خاندان وحى عليهم السلام به آن تصريح شده و غرب تازه به آن راه يافته است . تا وقتى كه زمان غيبت ادامه داشته باشد و بشر به تكامل عقلى نرسيده و كارآيى مغز كامل نشود علم و دانش نيز در محدوديّت خواهد بود .
با اين بيان ، علم و دانشِ محدود چگونه مىتواند پاسخگوى مشكلات ناشناخته باشد و چگونه مىتواند جهان تاريك را به مدينهء فاضله تبديل كند ؟ بر اثر پاسخگو نبودن دانش به بسيارى از پرسشهاى جامعه و بىجواب ماندن بسيارى از مشكلات ، مردم آگاه شدند كه علم و دانش نمىتواند ناهنجارىهاى جامعه و مشكلات آن را بر طرف سازد .
اين ، حقيقتى است كه بسيارى از دانشمندان به آن اعتراف نمودهاند . ما در
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيه ، 85 .