يكى از روزنامههاى برلين مقالهاى با عنوان درشت « خبر خوبى از اينشتين ، وى برنخواهد گشت » نوشت ، با تهديدهاى نازىها اينشتين خونسردىاش را حفظ كرد . ولى از ترس اين كه مبادا دانشمندان آلمان اقدام به ساختن بمب اتمى كنند به آمريكا پيشنهاد كرد در ساختن بمب اتمى پيشدستى كند . با وجود اين حتّى پيش از انفجار اوّلين بمب ، وى مردم را از خطرات بمب آگاه مىكرد و پيشنهاد كنترل سلاحهاى هستهاى را از سوى جامعهء بينالمللى نمود . » « 1 »
شايد به خاطر خيانتى كه او به ملّت خويش روا داشت از زندگى خود پشيمان بود :
« اپنهايمر ، كه از دوستان نزديك اينشتين بود ، در گردهمايى دانشمندانى كه به مناسبت دهمين سال درگذشت اينشتين توسّط يونسكو ترتيب يافته بود گفت : اينشتين در غروب زندگيش ، سرخورده و مأيوس از مسابقات تسليحاتى و جنگها ، به او گفته بود : اگر قرار بود زندگى را دوباره از سر گيرم ، ترجيح مىدادم كارگر سادهء برق باشم . » « 2 » و به نقلى ديگر او دوست مىداشت يك كفّاش بود : « آدمهاى زيادى هم اين طرف و آن طرف دنيا بودند كه نمىتوانستند كشتار ژاپنىها را در هيروشيما فراموش كنند و نمىتوانستند فراموش كنند كه امضاى اين نابغهء فيزيك يكى از آن فرمولهاى جادوگرانه پشت ماجرا بوده است . براى آنها مهمّ نبود كه او بعد از شنيدن خبر ، هشت روز تمام خودش را حبس كرده ، عزا گرفته و به يك چيز فكر كرده است : اگر دوباره به دنيا مىآمد ديگر تئورى و فرمول نمىساخت ، مىرفت كفّاش مىشد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . ماهنامهء اطّلاعات علمى : سال 19 ، شمارهء 3 ، دىماه 1383 .
( 2 ) . مقدّمهء روانشناسى ضمير ناخودآگاه : 78 ، به نقل از علم و تركيب : 29 .
( 3 ) . اينشتين : 27 .