انرژى آنها كمتر شود ، داراى سرعت بيشترى مىگردند .
تئورى اينشتين در تضادّ با اين فرضيّه متهورانه « زومرفلد » مىباشد ؛ زيرا كه بر اساس تئورى اينشتين ، كليّهء ذرّات در مرز رسيدن به سرعت نور ، داراى جرم بىنهايت هستند .
تئورىهاى متهورّانه و اثبات نشده ، همين كه يك بار در سطح بين المللى مطرح شدند ، به اين زودى كشش خود را از دست نداده و مدّتها همچنان جالب توجّه باقى مىمانند .
از زمانى كه « زومرفلد » در آغاز قرن جارى تئورى خود را مطرح ساخت تاكنون نسلهاى متعدّدى از دانشمندان علم فيزيك به مطالعه و تحقيق دربارهء اين ذرّات سريعتر از نور پرداختهاند . ولى تنها در سال 1967 بود كه بالاخره « جرالد - فينبرگ »
grebnicf . G
پرفسور فيزيك تئوريك در دانشگاه آمريكائى كلمبيا ، توانست با رسالهاى دربارهء ذرّاتى كه حركتشان سريعتر از حركت نور است ، باب بحث مجدّد در اين مورد را باز كند .
« فينبرگ » براى اين ذرّات اسمى هم انتخاب كرد و آنها را « تاخنون »
nenoihcaT
ناميد كه از لغت يونانى « تاخيس »
syhcaT
به معناى « سريع » مشتقّ گشته است .
بار ديگر صداى دانشمندان فيزيك برخاست كه بر اساس تئورى اينشتين ، هيچ چيزى سريعتر از نور نمىتواند وجود داشته باشد . امّا چند تن از دانشمندان فيزيك هستهاى اين ايده جالب را تعقيب نموده و اكنون به اين نتيجه رسيدهاند كه چنين ذرّات سريعتر از نورى بايد وجود داشته باشند ، ولى برخى به طرفدارى از اينشتين به توجيه ايراد وارد بر او پرداختند .
اشتباه ديگر اينشتين
اينشتين مىگفت جهان داراى وسعتى است كه پهناى آن از سه ميليارد سال نورى تجاوز نمىنمايد در حالى كه « از سال 1963 ميلادى كه اوّلين كوآزر