كه نه سمعى است و نه بصرى و در بعضى از روايات به آن تصريح شده است .
اگر اين توجيه را بپذيريم از پيشرفت و توسعهء بسيار عجيب علم و دانش در آن زمان ، آگاه خواهيم شد ؛ زيرا طبق معنايى كه براى روايت عنوان كرديم راههاى عمومى فراگيرى علوم تقريباً سيزده برابر خواهد شد ، نه اينكه مجموعهء علوم سيزده برابر شود .
اگر پيشرفتى كه علم تاكنون نموده در عصر ظهور سيزده برابر شود با توجّه به تكامل عقلى انسانها ، پيشرفت اندكى خواهد بود .
در روايت دليلها و حداقل قرينههايى وجود دارد كه از آنها معلوم مىشود مقصود امام صادق عليه السلام از بيست و هفت حرف علم ، بيست و هفت قسمتِ علم نيست بلكه معناى ديگرى را مورد توجّه قرار دادهاند ؛ زيرا مىفرمايند : علم از زمان پيامبران مرسل تا زمان خود حضرت و قيام حضرت دو حرف است ؛ اگر مقصود آن حضرت از دو حرف بودن ، دو جزء بودن علم باشد بايد هيچ گونه پيشرفتى براى علوم از زمان پيامبران مرسل تا قبل از قيام امام زمان ارواحنا فداه نشده باشد و از همان زمان تا عصر قيام حضرت ، مردم از دو جزء علم بهرهمند باشند و پيشرفت علم توقّف نموده و راكد بماند . و بديهى است كه از زمان پيامبران مرسل تاكنون و تا عصر ظهور ، علم صدها برابر پيشرفت نموده و دانش انسانها در مسايل دين و غير آن صدها برابر شده است ، نه آن كه به حال خود در همان دو جزء باقى مانده باشد . بنابراين مقصود ، راه فراگيرى علوم است .
آنچه بديهى است از زمان پيامبران مرسل تا عصر ظهور ، آنچه كه راه فراگيرى علم براى عموم انسانها - نه اولياء الهى - بوده و هست غير از راه سمع و بصرى چيز ديگرى نبوده است . از خواندن كتاب و نوشته ، يا استفاده از درس ، سخنرانى و همچنين بهرهگيرى از ضبط ، راديو ، كامپيوتر و همهء وسايل ديگرى كه ممكن است وسيلهء پيشرفت علم باشد از دو طريقِ سمعى و بصرى خارج نيستند .
دولت كريمه امام زمان (عج) (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٢٠٤