بگوييم مقصود امام عليه السلام چيز ديگرى بوده است كه راوى آن را واضح بيان نكرده است ؛ زيرا بديهى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّهء اطهار عليهم السلام علوم و معارف فراوانى را بيان نمودهاند كه قبل از ايشان هيچ يك از پيامبران به بيان آنها نپرداختهاند .
آيا آنچه را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اوصياء آن حضرت آوردند ، همان علوم و معارفى بوده است كه پيامبران گذشته آوردهاند و خاندان وحى عليهم السلام در آنها تحوّل ايجاد نكرده و چيزى بر آن علوم نيفزودهاند ؟ ! اگر اين چنين است پس مزيّت و برترى اسلام بر اديان ديگر به چيست ؟
بديهى است كسى نمىتواند معتقد باشد كه علم و دانش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همان دانش پيامبرانِ قبل از ايشان است .
بنابراين بايد بگوييم نكتهاى در مقصود امام عليه السلام از اين روايت وجود دارد كه براى به دست آوردن آن ، نياز به تدبّر و فكر مىباشد .
زيرا از ظاهر روايت يك نوع ركود استفاده مىشود ؛ يعنى زمان پيامبران مرسل تا زمان ائمّهء اطهار عليهم السلام و از آن زمان تا عصر قبل از قيام امام عصر ارواحنا فداه يك همسانى و همگونى وجود داشته و وجود خواهد داشت و با قيام آن حضرت اين ركود شكسته مىشود .
حال اگر مقصود از همسان بودنِ عصر پيامبران مرسل و عصر ائمّهء اطهار عليهم السلام تا زمان قبل از قيام امام عصر ارواحنا فداه ، همسان بودن و يكنواخت بودن از نظر علم باشد ، يقيناً اين يك اشتباه واضح است ؛ زيرا بسيارى از علوم را امام صادق عليه السلام - كه اين روايت از آن حضرت است - و همچنين ساير ائمّهء اطهار عليهم السلام بيان فرمودهاند و از زبان پيامبران مرسل نقل نشده است . بنابراين نمىتوانيم بگوييم : مقصود از يكنواخت بودن ، يكنواخت بودن از نظر مقدارِ علم است - با توجّه به افزايش پيوستهء علم - ولى مىتوانيم بگوييم : راه عمومى فراگيرى علم - يعنى استفاده از حسّ باصره و سامعه - همان گونه يكنواخت باقى مانده است .
دولت كريمه امام زمان (عج) (فارسى) — صفحة 202
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٢٠٢