همان جواد حقيقى و وهّاب مطلق است كه داراى خزاين رحمت بى انتهاست ؛ و اگر شخص مستحق را ثروت و نعمت زيادى عطا كند ، هيچ خوف تهيدستى خودش ممكن نباشد ؛ و نه انديشه اى به او لاحق مىشود كه مبادا ديگرى ازو گرفته مقابل او گردد ، و يا در آينده او را مغلوب نمايد !
خداوند قدّوس پاك و منزّه مانند انسان - العياذ باللّه - تنگحوصله نبوده ، و بخل و امساك ندارد .
فرض كنيد كه اگر انسانى مالك و مختار خزائن رحمت ساخته شود « 1 » ، باز هم از طبيعت خود بخل و امساك را ترك نكند . به شخص مستحقّى به انديشهء آن بذل نمى كند كه مبادا تمام دارائى او خرج شود ، و خودش تهيدست بماند ؛ و يا بر شخصى كه امروز بخشش مى نمايد ، مبادا فردا همسرى « 2 » او كند ؛ و بدين لطايف الحيل از ابذال « 3 » رحمت بازمى ماند .
به هرحال ، اگر خزاين رحمت الهى ( ج ) به تصرّف « 4 » شما مى بود ، هر آئينه شما وادار نمى شديد و از كجا حوصلهء آن را داشتيد كه غيراز دولتمندان متكبّر مكّه و طائف ، اين دولت بيش بهاى « 5 » وحى و نبوّت را يك درّ يتيم بنى هاشم نائل گردد ؟ ! اين فيض خداوندى است كه برطبق استعداد و قابليّت كسى خزائن كمالات و انعامات بر وى ارزانى شد . به سبب تعنّت و تعصّب شما ، فضل و رحمت خدا را كسى مانع شده نمى تواند « 6 » . به طفيل و بركت محمّد - صلّى اللّه عليه و سلّم - خزاينى را كه پيروان و اتباع آن حضرت ( ص ) نايل مى گردند ، آن حضرت ( ص ) و پيروان او اين دولت را به كمال فراخ دلى بر بنى نوع انسان نثار و ايثار خواهند نمود ؛ و مانند شما تنگدلى « 7 » را وانمود نخواهند كرد .
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ
و ( هرآئينه ) داديم موسى را نه نشانهء روشن ؛ پس بپرس از بنى اسرائيل ، چون آمد به ايشان ؛
تفسير : طورى كه از فضل و رحمت خود به حضرت محمّد ( ص ) قرآن عظيم را عطا كرديم ، و
هامش
( 1 ) . گردانيده شود ، گردد ،
( 2 ) . همتايى ، رقابت
( 3 ) . بذل
( 4 ) . در تصرّف
( 5 ) . پربهاى ، بى بهاى
( 6 ) . نمى تواند مانع بشود ، باشد .
( 7 ) . تنگنظرى