تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
تفسير : شايد بگويند كه اين قدر انسان ها كه مرده اند ، چرا تا حال مبعوث نشده اند ؟ ! فرمود كه براى دوباره زنده كردن مردگان و از قبر برخاستنشان وقتى مقرّر است ، و آن وقت حتما آمدنى است . محض « 1 » به سبب تأخير انكار ورزيدن حماقت است :
« وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ »
( هود ، ركوع 9 ) .
فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً
( 99 ) پس قبول نكردند ستمگران مگر ناشكرى ( انكار ) را . تفسير : با آنكه اين گمراهان بى انصاف مضامين و دلايل واضحه را مى شنوند ، باز هم در كفر و ضلال و ناسپاسى ترقّى نموده ، و به قدر ذرّه اى هم حيا نمى كنند .
قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً
( 100 ) بگو : اگر مى بوديد شما مالك خزانه هاى بخشش پروردگار من ؛ آنگاه هر آئينه بخيلى مى كرديد ، از ترس آنكه همه را خرج كنيد ؛ و هست انسان تنگدل ( بخيل ) . تفسير : در ركوع گذشته فرموده بود :
« إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ، إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً »
؛
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ
- الآية » ( خداى تعالى از رحمت خود بر تو فضل بسيار بزرگ فرموده است كه ثروت بى مثال خود قرآن را به تو عطا كرده ) ؛ درين بين ، تعنّت و عناد و مطالبات بيهوده و اعراض و تكذيب مخالفان و نتايج آن مذكور شد ؛ اكنون باز به همان مضمون سابق رجوع كرده شده است . يعنى ، يك بنده را با چنان رحمت عظيم الشان و دولت عديم المثال سرفراز فرمودن ، شأن
هامش
( 1 ) . فقط