تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ
يا بالا روى در آسمان ؛ و باور نداريم بالا رفتن تو را ، تا آنكه فرود آرى بر ما كتابى كه بخوانيم آن را ؛ تفسير : طورى كه ذكر معراج را مى كنى ، به همان صورت پيش روى ما به آسمان بالاشو ؛ و باز از آنجا يك كتاب مرقومه را بيار كه آن را ما خوانده و فهميده بتوانيم « 1 » !
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
( 93 ) بگو : پاك است پروردگار من ! نيستم من مگر آدمى فرستاده شده . تفسير : پيغمبرانى كه قبل ازين آمده بودند ، نيز بشر بودند ؛ و هيچ پيغمبرى اختيارات خدائى را دارا نمى باشد ؛ و نه شايان او است كه به پروردگار خود چنين فرمايشات غيرضرورى كند . وظيفهء پيغمبران اين است كه چيزى را كه از جانب او تعالى به ايشان برسد ، به مردم برسانند ؛ و همه كارهاى خود را به خداى واحد بسپارند . پس من فرض رسالت را ادا مى كنم ؛ نشانات « 2 » فرمايشى را نشان دادن ، و يا ظاهرنكردن ، به حكمت بالغهء خداى تعالى تعلّق دارد ؛ و پيش تر هم در همين سوره بعض حكمت نشان ندادن نشانات فرمايشى بيان شده .
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى
و بازنداشت مردمان را از آنكه ايمان آرند ، وقتى كه آمد بايشان هدايت ؛
هامش
( 1 ) . مىتواند پيغمبر بشود ، باشد ؟ ! ( 2 ) . نشانه ها ، آيات ، معجزات
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 602 | محمود حسن ديوبندى