تفسير : يعنى ، ببينيد و غور كنيد اين مثال چه قدر با موقع « 1 » و پرمعنى است . اگر دانشمندان در آن غور كنند ، صدها نكتهء دقيق مى برآيد « 2 » .
كَلِمَةً طَيِّبَةً
كلمهء پاكيزه ؛
تفسير : در « سخن پاك » ، كلمهء توحيد ، سخنان معرفت الهى ( ج ) ، ايمان و ايمانيّات ، قرآن ، حمد و ثنا ، تسبيح و تهليل ، راست گفتن ، همه داخل است .
كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ
مانند درخت پاكيزه ؛
تفسير : در اكثر روايات و آثار ، مصداق « درخت پاكيزه » خرما را قرار داده اند ، كه ديگر درختان پاكيزه را نيز در تحت آن مى توان مندرج كرد .
أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
( 24 )
كه بيخش ثابت باشد ، و شاخش در آسمان .
تفسير : ريشه هاى آن در اعماق زمين پراكنده باشد ، تا باد نيرومند هم نتواند آنها را از بيخ برآرد ؛ و بالاى آن به آسمان تماس كند ؛ يعنى ، شاخه هاى آن بس بلند ، و زمين آن از همه كثافات پاك باشد .
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها
مىدهد ميوه هاى خود را هر فصلى ، به حكم پروردگار خويش ؛
تفسير : هيچ فصل آن از ميوه خالى نباشد ؛ و يا فرض كنيد ، دوازده ماه ، صبح و شام ،
هامش
( 1 ) . بجا
( 2 ) . برمى آيد ، برخواهد آمد .