تفسير : در مقابل آسمانهاى بلند ، زمين پست مذكورشده ؛ و با آسمان ، از آفتاب و ماه كه حركت جداگانه و وظايف مختلفه دارند ، بيانى رفته . كارى كه از اشعّهء پرحرارت آفتاب به وجود مى آيد از برودت ملايم ماه ساخته نمى شود . همچنان « 1 » ، احوال مختلف زمين و چيزهاى مختلفى كه به زمين تعلّق دارد ، اينجا مذكور گرديد كه جائى كوه هاى ايستاده ، و جائى درياهاى روان است ، و ميوه ها به اعتبار شكل و صورت ، رنگ و لذّت ، خردى و كلانى ، تذكير و تأنيث ، از هم مختلفاند . زمين به وجود روز و شب ، گاهى روشن و زمانى تاريك مى باشد ؛ و تعجّب است ، اگرچه چند قطعهء مختلف زمين از يك جنس بوده ، و از يك آب سيراب مى گردد ، و از تابش آفتاب حرارت مى گيرد ، و بر همه يك هوا مى وزد ؛ امّا ، ثمرات مختلف و متنوّع مىدهد ، و در كثرت و قلّت محصولات هم آن قدر تفاوت مى باشد كه بيننده حيران مىشود . اهل فكر و دقّت از مشاهدهء اين همه آثار قدرت ، به آن مى رسند كه انسان هم اگرچه همه از يك نوع اند ، و يك ابر رحمت و يك آفتاب هدايت او را تربيه « 2 » مىكند ، امّا باز هم از حيث مادّه و معنى اختلافات زياد دارند ؛ و همان قدرت غيرمحدود است كه از زمين تا آسمان نظام تركيبى تمام مخلوقات را به قبضهء خود گرفته است و بروفق استعداد هرچيز ، دايرهء عمل و اثر آن را به بسيار استوارى تحديد « 3 » نموده است . پس براى آن خدايى كه قدرت و اختيار لايتناهى دارد ، چه مشكل است كه مردگان را حيات دوباره دهد ؛ و عناصر ممتزجهء اين عالم را تجزيهء كيمياوى نموده ، هر خير و شر را به مستقرّش برساند ؟ !
* وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
و اگر تعجّب كنى ، پس عجب است سخن ايشان كه آيا وقتى كه خاك شويم ، آيا ما در آفرينش نو خواهيم بود ؟ !
تفسير : ازين عجب تر چه باشد ؛ ذاتى كه اوّل چيزى را پيدا كرده « 4 » ، به ساختن دوبارهء آن قادر نباشد ؟ ! العياذ بالله .
هامش
( 1 ) . همچنين
( 2 ) . تربيت
( 3 ) . تعيين
( 4 ) . پديدار گردانيده ، پديدآورده ،