قائل شد كه استناد آن جز به ستون غيرمرئى قدرت به چيز ديگر نيست :
« وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
( حجّ ، ركوع 9 ) . اگر نظريهء كشش اجسام « 1 » صحيح باشد ، هم منافى اين آيت نيست ؛ زيرا كشش چيزى ، و « عمد » چيزى ديگر است . بالفرض « 2 » ، عمد را بر كشش حمل نمايند ؛ باز هم از جملهء مرئيّات نمى باشد . روى عن ابن عبّاس و مجاهد و الحسن و قتادة و غير واحد ، انّهم قالوا : لها عمد و لكن لا نرى ( ابن كثير ) ؛ يعنى ، بزرگان مذكور فرموده اند كه آن آسمانها ستون ها دارند ، ولى ما آنها را ديده نمى توانيم « 3 » ؛ و اللّه اعلم .
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
پس ( قصد كرد ) قائم شد بر عرش ؛
تفسير : راجع به
« اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
در سورهء اعراف ، در آخر پارهء هشتم ، شرح و بسطى داده ايم ؛ مطالعه بايد نمود .
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى
و رام كرد آفتاب و مهتاب را ؛ هر يكى مى رود بر وقت مقرّر تفسير : آفتاب دورهء خود را در سالى ، و ماه به شهرى « 4 » تمام مىكند ؛ و هرگاه
« لِأَجَلٍ مُسَمًّى »
به معنى وقت مقرّر گرفته شود ؛ نتيجه اين مىشود كه آفتاب و ماه تا قيامت به همين وتيره « 5 » روان مى باشند .
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ
تدبير مىكند كار خود را ؛ بيان مىكند نشانه هاى قدرت خود را ؛ تا شما
هامش
( 1 ) . جاذبهء عمومى
( 2 ) . به فرض آنكه
( 3 ) . نمى توانيم ببينيم ؛
( 4 ) . ماهى
( 5 ) . به همين رويّه ، به همين شيوه