مؤمنين فرمانبردار را نگهبانى كرد ، و بنياد گنهگاران را برافگند .
تنبيه « 1 » : از رحمت و مهربانى غيرمحدود الهى ( ج ) مأيوس شدن ، كفر است ، لكن به اعتبار حالات و اسباب ظاهرى كفر نيست ؛ يعنى ، مى توان گفت : تا جائى كه فلان كار به اسباب ظاهرى تعلّق دارد . مأيوسى است از رحمت كامل الهى ( ج ) نااميدى نمى باشد . در آيت
« حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ »
مراد همين يأس از اسباب و آثار ظاهرى است ؛ ورنه ، پيغمبران از رحمت خداى متعال مأيوس نمى شوند .
تنبيه « 2 » : وسوسهء كفر ، كفر نيست ؛ بلكه منافى ايمان و عصمت نيز نمى باشد . در حديث آمده است كه صحابه ( رض ) عرض كردند : يا رسول اللّه ( ص ) ما بى اختيار در دل هاى خود چيزهائى مى يابيم كه به جاى آنكه آنها را بر زبان آريم ، بهتر است بسوزيم ! آن حضرت فرمود :
« آيا چنان مى يابيد ؟ » عرض كردند : بلى ، فرمود : « ذاك صريح الايمان » اين است ايمان صريح .
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ
هر آئينه هست در قصّهء پيغمبران پندى خداوندان خرد را ؛
تفسير : اينها افسانه و ناول « 1 » نيست ؛ حقايقى است تاريخى كه دانشمندان از آن درس گيرند .
ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
( 111 )
نيست قرآن سخنى كه به دروغ بربافته شده باشد ؛ و ليكن هست ( باوردارنده ) موافق آنچه پيش از وى است ؛ و بيان كننده هرچيز را ؛ و هدايت و رحمت است به گروهى كه ايمان دارند .
هامش
( 1 ) . رمان