تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
تفسير : راه من توحيد خالص است ، من سرتاسر جهان را دعوت مى دهم « 1 » كه از اوهام و انديشه هاى باطل بگذرند و بسوى خداى يگانه رجوع كنند ؛ به توحيد وى ، به صفات و كمالات وى ، به احكام وى ، معرفت صحيح از راه صحيح حاصل نمايند . من و همراهان من ، بدين راه راست ، به فروغ حجّت و برهان و پرتو بصيرت و وجدان روانيم . خدا ( ج ) نورى به من كرامت كرده كه در پرتو آن ذهن تمام پيروان من روشن گرديده است . در اينجا كوركورانه از كس تقليد نمى شود ؛ رهروان خالص توحيد ، هر قدمى كه برمى دارند در باطن خويش فروغ خاص معرفت و بصيرت را مى بينند ، و لذّت خاص عبوديّت محض را حس كرده ، بى اختيار فرياد مى برآرند : سبحان اللّه و ما انا من المشركين !
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ
( 109 ) و نفرستاديم پيش از تو مگر مردانى كه وحى مى فرستيم به ايشان از اهل ده ها ؛ آيا سير نكرده اند در زمين كه مى ديدند چگونه شد آخر كار آنان كه پيش از ايشان بودند ؛ و هر آئينه سراى آخرت بهتر است مر آنان را كه پرهيز كردند ؛ آيا نمى فهميد ؟ ! تفسير : پيش تر نيز ؛ فرشتگان آسمان را به نبوّت نفرستاده بوديم ؛ انبياء سابقين مردانى بودند كه در قريه ها سكونت داشتند ؛ پس بسنجيد كه بر تكذيب كنندگان آنها در دنيا چه واقع
هامش
( 1 ) . دعوت مى كنم ، فرخوان مى دهم
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 298 | محمود حسن ديوبندى