تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
تفسير : يا به شوق ديدار الهى ( ج ) آرزوى مرگ نموده ؛ يا مطلبش « 1 » اين بود كه هروقت مرگ فرارسد ، درحال اسلام ( يعنى به تسليم و رضاى كامل ) فرارسد . تنبيه : در حديث است ، بايد هيچكس از مصيبت و رنج مضطرب نشود ، و مرگ نطلبد . از اين برمى آيد كه اگر مقصود از آرزوى مرگ ديدار خدا يا غرض صالح باشد ، جايز است ؛ چنان كه ساحران فرعون دعا كردند
« رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ »
« 2 » يا ، حضرت مريم گفته بود :
« يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا » .
« 3 » در حديث حضرت معاذ ( رض ) است : « و اذا اردت بقوم فتنة فاقبضنى اليك غير مفتون » حديثى در مسند احمد است « يكره الموت و الموت خير للمؤمنين من الفتن » چون فتنه ها هجوم آورد ، حضرت شاه ولايت مآب كرّم اللّه وجهه دعا كرده گفت : « اللّهم خذنى اليك فقد سئمتهم و سئمونى » ! هنگامى كه امام بخارى با امير خراسان مجادله مى كرد ، گفت : « اللّهم توفّنى اليك » . در حديث واردشده كه هنگام فتنهء دجّال ، مردى از كنار قبرى عبور كند ؛ چون فتن و زلازل را مشاهده كند . گويد : « يا ليتنى مكانك » ؛ كاش من به جاى تو بودمى !
وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
( 101 ) و دررسان مرا با صالحان ؛ تفسير : اين كلمات مانند آنست كه حضرت ختمى مرتبت - عليه و على آله الف صلوة و تحيّت - در بيمارى مرگ فرمود : « اللّهم فى الرّفيق الاعلى » . حضرت شاه ( رح ) مى نگارد : چون يوسف ( ع ) علم كامل يافت ، و بنعمت فراوان نايل گرديد ، به شوق افتاد كه به مقام آبا و اجداد خود نيز فايز گردد ؛ گويا ، مقصد وى از گفتن
« وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ »
اين بود كه مرا به مرتبهء اسحاق و ابراهيم برسان تا هنگامى كه حضرت يعقوب ( ع ) در قيد حيات بود امور پادشاهى را منتظم مى كرد . همين كه يعقوب ( ع ) وفات كرد ، به اختيار خود از آن دست برداشت . مفسران گويند : يعقوب عليه السّلام وصيّت كرده بود كه نعش وى را به شام دفن كنند ؛ چنان كه جنازه اش را به شام نقل دادند ، و در آنجا به خاك سپردند . حضرت يوسف ( ع ) گفت : روزگارى فراز آيد كه بنى اسرائيل از مصر برآيند « 4 » و مرا
هامش
( 1 ) . مقصودش ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 126 . ( 3 ) . سورهء مريم ، آيهء 23 . ( 4 ) . بيرون آيند ،