تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
امّت شأن پيغمبران خود را از حدّ بندگى تجاوز ندهند ؛ و الّا ، آن مرتبهء عالى و وجاهت پيغمبران كه نزد خدا ( ج ) دارند شايستهء آن نبود كه مورد چنين خطاب واقع مىشدند .
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ
و مرخداراست پادشاهى آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست ؛ مىآفريند آنچه مىخواهد ؛ تفسير : هر چيز را طورى كه بخواهد مىآفريند ؛ مثلا ، حضرت مسيح ( ع ) را بدون پدر ، و حضرت حوّا را بدون مادر ، و آدم را بدون پدر و مادر پيدا كرد ! « 1 »
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
( 17 ) و اللّه بر هر چيزى تواناست . تفسير : در برابر او تعالى هيچ قوّتى مقاوت كرده نمىتواند ؛ « 2 » اخيار و ابرار همه در آنجا محكوم‌اند .
وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ
و گفت يهود و نصارى ما : پسران خدائيم ؛ و دوستان اوئيم ! تفسير : اينها شايد از سببى « 3 » خود را پسران خدا مىگويند كه خداى تعالى در بابيل « 4 » ايشان ، اسرائيل يعنى يعقوب ( ع ) را نخستين پسر ، و خود را پدرش گفته است ؛ و از طرفى ديگر ، نصارى حضرت مسيح را ابن اللّه شناخته‌اند . شايد براى اينكه اولادهء « 5 » اسرائيل و امّت حضرت
هامش
( 1 ) . پديدار كرد . پديد آورد . ( 2 ) . نمىتواند ( 3 ) . بدان سبب ( 4 ) . كتاب مقدّس ( 5 ) . زرّيهء