تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً
و بارانيديم بر ايشان بارانى ( از سنگ ) ؛ تفسير : جاى ديگر مذكور است كه قريه‌ها سرازير گرديد ، و سنگباران شد . ازينجاست كه نزد بعض ائمه ، امروز نيز سزاى لاطى آن است كه از كوه و يا از جاى بلند انداخته شود ؛ و از جانب بالا رجم شود ؛ و در جايى نهايت متعفّن و گنده حبس شود .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ
( 84 ) پس بنگر چگونه بود آخر كار گنهگاران . تفسير : در اثناى ارتكاب گناه ، انجام بد آن به خاطر نمىآيد ، و انسان هنگام غلبهء شهوت و لذّت عاجل به ارتكاب عملى كه خلاف عقل و انسانيّت است ، مبادرت مىكند ؛ امّا ، خردمند بايد از شنيدن وقايع ديگران عبرت و عاقبت وخيم سيّئات را هميشه در نظر گيرد .
وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً
و فرستاديم بسوى قوم مدين برادر ايشان شعيب را ؛ تفسير : در قرآن جاى ديگر ذكر شده كه حضرت شعيب - عليه السّلام - به طرف « اصحاب ايكه » مبعوث شده بود . اگر اهل « مدين » و اصحاب « ايكه » هر دو يك قوم است ، فبها ؛ اگر دو قوم باشند به طرف هر دو قوم مبعوث شده ؛ پس خيانت در وزن و پيمايش « 1 » بين هر دو قوم مشترك خواهد بود . به‌هرحال ، حضرت شعيب - عليه السّلام - علاوه به دعوت عمومى توحيد و غيره مردم را به اصلاح معاملات معاشرتى و حفاظت حقوق العباد به بسيار تأكيد و فعاليت متوجّه گردانيد ؛ چنان كه در آيات آينده مذكور است . حضرت شعيب - عليه السّلام - به كمال فصاحت ، به « خطيب الانبياء » ملقّب است .
هامش
( 1 ) . پيمودن ، پيمانه كردن