نمايد ( 2 ) مطلب از « 1 » معصوميّت انبياء اين است كه از آنها در مقابل خدا ( ج ) معصيت صادر نمىشود ، يعنى هر كارى را كه بدانند پسنديدهء خدا نيست اختيار كرده نمىتوانند ؛ « 2 » امّا ، اگر اتّفاقا از نادانستگى و يا از خطاى رأى و اجتهاد ، به جاى راجح و افضل ، مرجوح و مفضول را اختيار نمايند ، يا ناپسنديده را پسنديده دانسته بدان عمل كنند ، آن را در اصطلاح « زلّت » مىگويند ، و اين واقعات با مسئلهء عصمت منافى نيست ؛ چنان كه واقعات حضرت آدم ( ع ) و ديگر پيغمبران بر اين قضيّه گواهست .
بعد از دانستن اين حقيقت ، در دانستن مطلب
« وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ
عما جاءك من الحق »
« وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ »
و در دانستن ديگر آيات هيچ خلجانى باقى نمىماند ؛ زيرا ، در آن ، صرف متنبّه مىگرداند كه حضرت پيغمبر ( ص ) به ملمّع كارى و اسباب سازى آن ملعونان متأثّر نشود ، و چنان رأيى را اتّخاذ نكند كه از آن بلاقصد اتّباع خواهشات آنها به عمل آيد ؛ مثلا ، در اين حكايت كه شأن نزول اين آيات است ، يهود صورت عيّارانه و پر از فريبى را به حضور پيغمبر ( ص ) تقديم كرده بودند ، و چنان وانمودند كه اگر حضرت پيغمبر ( ص ) برطبق رأى آنها فيصله كنند ، همه يهود مسلمان مىشوند ! آنها مىدانستند كه نزد حضرت پيغمبر ( ص ) در سرتاسر جهان چيزى از اسلام محبوبتر نيست . ممكن بود مستقيمترين انسانها نيز چنين بينديشد كه چه مضايقه است اگر بر قبول يك خواهش كوچك آنها توقّع چنين منفعت عظيم الشأن دينى برآورده گردد ؟ اين است كه در اينگونه موقع خطرناك و مزلّة الاقدام ، قرآن كريم حضرت پيغمبر ( ص ) را متنبّه مىگرداند و مىگويد : ببين و هوشيار باش و چنان رأى مده كه به شأن رفيع تو مناسب نباشد ! كمال تقوى و منتهاى دانش پيغمبر پيش از نزول آيت مكر و فريب آن ملاعين را رد كرده بود . مضمون آيت نيز ، مثلى كه « 3 » در فوق بيان كرديم ، مخالف شأن عصمت حضرت پيغمبر نمىباشد .
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً
براى هر گروهى از شما مقرّر ساختهايم شريعتى و راهى .
تفسير : آيين و طريق كار هر امّت را خداوند مناسب احوال و استعداد آن عليحده مقرّر
هامش
( 1 ) . ثانيا ، مقصود از
( 2 ) . نمىتوانند اختيار كنند ؛
( 3 ) . مثل آنكه ، چنان كه