تفسير : « مهيمن » را چند معنى كردهاند : امين ؛ غالب ؛ حاكم ؛ محافظ و نگهبان . به اعتبار هر يك ازين معانى مهيمن بودن قرآن كريم براى كتب سابقه صحيح مىباشد : امانت الهى ( ج ) كه در تورات و انجيل و ديگر كتب سماوى به وديعت نهاده شده بود ، در قرآن كريم بازوايد محفوظ ، و در آن هيچ تبديلى نشده ، بعض اشياء فروعى كه در آن كتب به آن روزگار مخصوص يا حسب حال مخاطبين آن دوره بود ، قرآن كريم آن را منسوخ فرمود ؛ حقايقى كه ناتمام بود تكميل كرد ، و قسمتهايى را كه به اعتبار اين زمانه غير مهم بود بكلّى از نظر افگند .
فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ
پس حكم كن ميان ايشان به آنچه فرو فرستاده است خدا ؛
تفسير : نزاعى در ميان يهود به وقوع پيوست ؛ جماعتى از دانشمندان و مقتدايانشان به محضر نبوى حاضر شدند و در آن نزاع از پيغمبر فيصله خواستند ، و گفتند : شما مىدانيد كه عموم اقوام يهود در اختيار و اقتدار ماست ؛ اگر شما به موافقت ما فيصله كنيد ، ما مسلمان مىشويم ، و به اسلام آوردن ما جمهور يهود اسلام را مىپذيرند ! حضرت پيغمبر ( ص ) اسلام رشوتى آنها را قبول نكرد ، و از پيروى خواهشات آنها آشكارا انكار نمود ؛ بنابرآن ، اين آيت فرود آمد ( ابن كثير ) .
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ
و پيروى مكن خواهش ايشان را اعراضكنان از آنچه آمده به تو از حكم راست ؛
تفسير : ما شأن نزول اين آيات را در گذشته نگاشتهايم ، از آن آشكار مىشود كه آيت بعد از آن فرود آمد كه حضرت پيغمبر ( ص ) از تعميل « 1 » خرسندى و خواهش يهود انكار فرمود . اين آيات ، استقامت پيغمبر ( ص ) را تصويب ، و براى تأكيد اينكه آينده نيز بر چنين شأن عصمت ثابت قدم بمانند ، نازل گرديد .
كسانى كه خلاف شأن عصمت نبوى - عليه السّلام - تصوّر مىكنند ، بس قاصر الفهماند :
( 1 ) « 2 » كسى را از چيزى منع كردن دليل آن نيست كه وى مىخواسته همان چيز ممنوعه را ارتكاب
هامش
( 1 ) . از اجراى ، از رعايت
( 2 ) . اوّلا ،