تفسير : بعضى در دل خويش مسلمانند ، امّا چون در حكومت كفّارند مغلوب ايشاناند ، و از بيم ، اعمال اسلامى را اظهار و به جهاد اقدام نمىتوانند ؛ بر آنها فرض است كه هجرت نمايند . در اين ركوع ذكر آنهاست . خلاصه ، اينها به خود ستم مىكنند كه با كافران آميختهاند ، و هجرت نمىنمايند ؛ هنگام مرگ ، فرشتگان از ايشان مىپرسند كه شما بر چه دينيد ؟ گويند : مسلمان بوديم ؛ امّا بنابر ناتوانى ، نتوانستيم اعمال دين را بجا آريم ! فرشتگان گويند : زمين الهى ( ج ) فراخ بود ؛ مىتوانستيد از اينجا هجرت كنيد ! پس جاى چنين اشخاص جهنّم است .
البتّه مردانى كه ضعيفند ، و زنان و كودكانى كه نمىتوانند هجرت كنند و طريق هجرت را نمىدانند ، شايستهء عفواند .
فايده : از اين معلوم شد از ديارى كه مسلمانان نتوانند به آزادى اعمال مذهبى خود را انجام دهند هجرت فرض است ؛ جز كسانى كه بكلّى معذور و ناتوان باشند . ديگران را اجازهء بود و باش در آنجا نيست .
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
( 100 )
و هركه بگذارد وطن خود را در راه خدا ، مىيابد در زمين مواضع بسيار و گشايش ؛ و هركه بيرون رود از خانهاش هجرتكنان بسوى خدا و پيغمبرش ، پس دريابد او را مرگ ؛ به تحقيق ثابت شد ثواب وى بر خدا ، و هست خدا آمرزگار ، مهربان .