تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
تفسير : پيشتر گذشت كه منافق در جهاد مماطله مىكند ، و مراقب احوال مجاهدان مىباشد كه بر آنها چه مىگذرد ؛ اكنون خدا ( ج ) مىفرمايد كه اگر در جهاد مصيبتى به مسلمانان مىرسد ؛ چنان كه كشته شوند يا به هزيمت روند ؛ منافق شادمان مىشود ، و مىگويد : فضل خدا بود كه با مسلمانان در جهاد شامل نشدم « 1 » ، ورنه خير من نبود !
وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً
( 73 ) و اگر برسد به شما فضلى از جانب خدا ، هر آئينه مىگويد ؛ گويا نبود ميان شما و ميان او محبّتى ؛ اى كاش بودمى با ايشان پس يافتمى مطلب بزرگ را . تفسير : اگر مسلمانان به فضل خدا ( ج ) فيروز گردند ، يا بسيار غنيمت يابند ، پشيمان گردد ، و مانند دشمن از فرط حسد گويد : اى كاش در جهاد با مسلمانان بودمى تا كامياب مىشدم ، يعنى مال غنيمت مىيافتم ! يعنى ، منافق تنها به محرومى خويش « 2 » افسوس نمىكند « 3 » ؛ افسوس وى بيشتر نسبت به حسديست كه به فيروزى مسلمانان دارد .
فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ
پس بايد بجنگند در راه خدا كسانىكه مىفروشند
هامش
( 1 ) . شركت نكردم ، ( 2 ) . محروميّت خويش ( 3 ) . افسوس نمىخورد ؛