مىباشد كه آن را « عصبه » مىگويند . براى عصبه حصّهء معيّن مثل نصف و ثلث و غيره مقرّر نيست . هرچه از ذوى الفروض فاضل بماند ، به عصبه مىرسد ؛ مثلا ، كسىكه عصبه دارد ، و ذوى الفروض ندارد ، همه مال به عصبه داده مىشود ؛ و اگر هم عصبه دارد و هم ذوى الفروض ، هرچه از ذوى الفروض بماند به عصبه ميرسد ؛ و اگر هيچ نماند ، به عصبه هيچ نمىرسد . عصبهء اصلى آن است كه مرد باشد و از طريق زن با ميّت خويشاوندى نداشته باشد . عصبه چار درجه دارد : در درجهء اوّل ، پسر و نواسهء پسرى است ؛ در درجهء دوّم ، پدر و جدّ ؛ در درجهء سوّم ، برادر و پسر برادر ؛ در درجهء چارم ، عمّ ، پسر عمّ ، نواسهء عمّ كه پسر باشد ؛ هركه به ميّت نزديكتر مىباشد ، مقدّمتر مىباشد ؛ چنان كه از نواسهء پسر و از برادرزادهء برادر و از اندر ، سكّه مقدّم است . علاوه بر اين چار ، در ميان اولاد و برادران ، زن نيز با مرد عصبه مىشود ؛ يعنى ، دختر با پسر و خواهر با برادر ؛ اين عصبه اصلى نمىباشد و غيراصلى است . سواى اولاد و برادران زن عصبه نمىشود ؛ مثلا پسر عمّ عصبه است ، امّا با وى عمزاده كه دختر باشد عصبه شده نمىتواند . « 1 »
فايده : علاوه بر دو نوع مذكور فوق ، يعنى ذوى الفروض و عصبه ، نزد امام اعظم ( رح ) ورثهء قسم سوّم نيز دارد كه آن « ذوى الارحام » مىباشد ؛ يعنى خويشاوندانى كه زن ميان آنها و ميّت واسطه باشد ؛ نه ذوى الفروض باشند ، و نه عصبه ؛ مانند : نواسهء دخترى ، جدّ مادرى ، خواهرزاده ، خاله ، عمّه ، و اولاد آنها ، هنگامى كه ميّت را نه ذوى الفروض باشد و نه عصبه ، ميراث وى به ذوى الارحام مىرسد ؛ تفصيل در كتب فرايض مذكور است .
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
اين حكمها حدود خداست و هركه اطاعت كند حكم خدا و پيغمبرش را ؛ مىدرآرد آن را در باغها كه مىرود از زير آن جوىها ،
هامش
( 1 ) . نمىتواند عصبه بشود .