تفسير : در تذكار جنگ احد ، حرمت سود ظاهرا تعلّقى ندارد ؛ امّا ، شايد از اينجهت مناسبت داشته باشد كه در آيهء
« إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا »
پيشتر ، از نامردى و بزدلى در هنگام جهاد ذكر شده بود ، و خوردن سود به دو علّت نامردى مىآرد : خوردن مال حرام از توفيق طاعت مىكاهد ، و بزرگترين طاعات جهاد است ؛ ثانيا ، خوردن سود به كمال بخل دلالت دارد ؛ زيرا ، سودخور « 1 » مىخواهد مالى را كه داده همه را بازستاند ، و ضمنا اگر ديگرى از آن مال كار گرفته ، آن را نيز رايگان نگذارد ؛ و عوض آن را عليحده حصول كند « 2 » ! هركه در مال ، اين قدر بخيل باشد كه نتواند از آن براى خدا ( ج ) به قدر ذرّهاى همدردى كند ؛ وى در راه خدا ( ج ) چگونه سر خواهد داد ؟ !
ابو حيّان مىنويسد : تا اين وقت با يهود و غيره معاملات سود مسلمانان جريان داشت ؛ از اين جهت ، قطع علايق به آنها مشكل مىنمود ، چون قبلا حكم
« لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً »
صادر شده بود ؛ و در قصّهء احد ، حركات منافقان يهود بسيار دخل داشت ؛ لهذا ، خداوند مسلمانان را متنبّه ساخت كه معاملات داد و ستد سود را ترك كنيد ؛ ورنه ، علايق شما با آن ملعونان استوار خواهد ماند ؛ و آينده موجب تحمّل خساره « 3 » خواهد شد .
أَضْعافاً مُضاعَفَةً
دو چند بر دو چند ؛
تفسير : مطلب اين نيست كه يك بر دو سود نگيريد امّا كمتر از آن را بستانيد ! غرض در عهد جاهليّت طورى سود مىگرفتند كه اينجا بعضى سودخواران ما مىگيرند ؛ مثلا ، صد روپيه مىدادند ؛ و سود بر سود مىافزودند ؛ تا به همان صد روپيه مالك ثروت بزرگ و هزاران روپيه مىشدند ؛ اين است كه ازين ترتيب در اينجا به
« أَضْعافاً مُضاعَفَةً »
تعبير شد ؛ يعنى سود در صورت اوّل ، مطلق « 4 » حرام و قبيح است ؛ امّا ، در اين صورت شنيعتر و قبيحتر مىباشد ؛ و اينچنان است كه بگويند : در مسجد دشنام ندهيد ! غرض اين نيست كه برون مسجد دشنام دادن جايز است ؛ مطلب اين گونه الفاظ براى زيادت تقبيح و تشنيع و برحسب وقوع واقعه گفته مىشود .
هامش
( 1 ) . نزولخوار ، رباخوار
( 2 ) . وصول كند !
( 3 ) . خسارت
( 4 ) . مطلقا ، بدون قيد و شرط