إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ
يعقوب بر خويشتن ، پيش از آنكه نازل شود تورات ؛
تفسير : يهود به حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - و به مسلمانان مىگفتند : شما چگونه خود را پيرو دين ابراهيم ( ع ) جلوه مىدهيد ؟ در حالىكه شما اشيائى را كه خدا ( ج ) بر خانوادهء ابراهيم حرام قرار داده بود ، مىخوريد ؛ مانند شير شتر و گوشت آن ! خدا ( ج ) فرمود هرچه امروز خورده مىشود ، تماما در عهد ابراهيم حلال بود ؛ بعد از آنكه تورات فرود آمد ، بعضى از اشياء بر وفق احكام آن مخصوصا بر بنى اسرائيل حرام گردانيده شد ، مگر حضرت يعقوب ( ع ) كه پيش از فرود آمدن تورات نيز سوگند خورده بود كه گوشت شتر را نخورد ، و فرزندان يعقوب ( ع ) نيز به اتّباع وى ابا ورزيدند . علّت سوگند يعقوب ( ع ) اين بود كه وى مرض عرق النسا داشت ، و بر خويشتن نذر نمود كه اگر شفا يابم هرچه را در نگاه من مرغوب است ترك نمايم ، و يعقوب ( ع ) به گوشت و شير شتر بيشتر علاقه داشت ، و براى ايفاى اين نذر آن را ترك نمود . در شريعت ما نذرى كه حلال و حرام قرار دهد جائز نيست ؛ چنان كه خداوند ( ج ) فرموده :
( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ) ،
( سورهء تحريم ركوع 1 ) هركه چنين نذرى بر عهده گيرد ، قسم خود را بشكند ، و كفّارت دهد .
تنبيه : در آيت سابق از صرف نمودن چيز محبوب ذكر شد ، در اين آيت ، چيزى مذكور است كه يعقوب ( ع ) آن را دوست داشت و ترك نمود ؛ و در ميان اين دو آيت مناسبتى بس لطيف پديد مىآيد ؛ كذا در اين آيت تنبيه است به اينكه در شرايع گذشته نسخ واقع شده و آنچه در وقتى حلال بوده بعدا حرام قرار داده شده است ؛ لهذا ، اگر ميان شريعت محمّديّه و شرايع سابقه ، به اعتبار حلّ و حرمت اشياء تفاوتى موجود باشد ، چيزى دليل براى انكار و استبعاد نمىشود .
قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
( 93 )
بگو : پس بياريد تورات را ، ( پس ) بخوانيد آن را ؛ اگر هستيد راستگويان .
تفسير : اگر شما راست مىگوئيد كه اين اشياء در عهد حضرت ابراهيم ( ع ) حرام بود ؛ پس