تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ
( 90 )
قبول كرده نشود توبهء ايشان ؛ و آن گروه ، ايشانند گمراهان .
تفسير : كسانىكه بعد از قبول حق ، ديده و دانسته ، منكر شدند ؛ و تا دم واپسين در انكار خويش مداومت كردند ؛ از كفر بازنگشتند ؛ و عداوت حقّ و اهل حق را ترك نگفتند ؛ بلكه با حقپرستان بحث و مناظره و جنگ و جدال كردند ؛ چون به هنگام مرگ آيد ، و فرشتگان به نزع روح آنان مصروف شوند ، آنگاه توبه را تصوّر كنند ، و يا بنابر مصلحت ظاهرى الفاظ رسمى توبه را ادا نمايند ؛ و به كفر خويش استوار مانده ، تنها از اعمالى توبه كنند كه به زعم خويش آن را گناه مىپنداشتند ؛ از اين توبه هيچ مفادى حاصل نمىشود « 1 » ؛ در بارگاه رب العزّت ، قبول چنين توبه را اميد نبرند ؛ به اين مردم توبهء قابل قبول نصيب نمىشود ؛ اينها هميشه در وادىهاى گمراهى سرگردان مىباشند .
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً
هر آئينه كسانى كه كافر شدند ، و مردند در حالىكه ايشان كافران بودند ؛ پس هرگز قبول نمىشود از هيچ يك از ايشان مقدار پرى زمين طلا ؛
تفسير : آنجا مانند حكومتهاى اين جهان نيست كه از رشوت سيم و زركارى پيش برود ؛ آنجا تنها دولت ايمان به كار مىآيد . بالفرض « 2 » ، كافران را چندان انبار زر باشد كه پهناى جهان را پر كند ، و همه را خيرات نمايد در پيشگاه الهى ( ج ) به قدر يك ذرّه ارزش ندارد ؛ و در آخرت به كار نمىآيد . روح عمل ايمان است ؛ كارى كه از روح ايمان تهى باشد ، عمل مرده است ؛ و در حيات ابدى از آن استفاده نمىشود .
هامش
( 1 ) . هيچ فايدتى حاصل نمىشود ؛
( 2 ) . به فرض آنكه