به پيروان دين عالمگير اسلام حكم شد كه در شرق و غرب هنگام نماز به سوى اين مقام مقدس روى آرند ؛ طوافكنندگان اين خانه را به انوار و بركات شگفتانگيز فزونى بخشيد ؛ پيغمبران پيشين نيز براى اداى حج ، به كمال شوق و ذوق ، تلبيهگويان ، پروانگان پيرامون اين شمع بودند ؛ خداوند ( ج ) به يمن بيت اللّه المبارك انواع علامات قدرت خويش را ظاهرا و باهرا در اين سرزمين باز نهاده است . از اينجهت ، در هر زمان پيروان مذاهب مختلفه به تعظيم و احترام آن به صورت فوق العاده پرداختهاند ؛ و هركه در اين سرزمين داخل گرديده مأمون پنداشته شده است . وجود مقام ابراهيم ( ع ) متّصل آن واضح مىگرداند كه حضرت او در اينجا قدم نهاده ، و تاريخ آن نزد تمام عرب غيرقابل انكار و مسلّم مىباشد ، نشان مىدهد كه اين سنگ همان است كه ابراهيم ( ع ) بر آن مىايستاد و كعبه را تعمير مىكرد . نقش قدم ابراهيم به قدرت الهى ( ج ) در اين سنگ ثابت و تا امروز محفوظ مانده است ؛ گويا ، علاوه بر روايات تاريخى ، وجود اين سنگ مقدّس دليل روشن است به اينكه اين خانه بعد از تباهى طوفان نوح ( ع ) به دست مبارك ابراهيم ( ع ) بنا يافته ، و حضرت اسمعيل ( ع ) به نصرت وى پرداخته و در اين كار شركت جسته ؛ چنان كه در آخر پارهء
« الم »
گذشت .
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
( 97 )
و مر خدا راست حق بر مردم حج كردن خانه ، هركه تواند به سوى آن راه يافتن ؛ و هركه كافر شود ؛ پس هر آئينه خدا بىنياز است از عالميان .
تفسير : چه تجلّى خاص جمال الهى است اندرين خانهء فرخنده كه اداى حج براى آن تخصيص يافته ؛ زيرا ، حج عبادتى است كه هر اداى آن جذبهء محبّت و عشق جميل مطلق ، حضرت محبوب بر حق ، را آشكار مىسازد ؛ زينهار ، هركه در طلب محبّت اوست و از حيث اقتدار مالى و بدنى مىتواند به بيت اللّه المبارك برسد ، اقلّا در تمام عمر يك بار ديار محبوب را زيارت نمايد ، و شيفتهوار بر آن طواف و گردش كند ( اين مضمون را حضرت مولانا محمد قاسم - قدّس اللّه سرّه - در رسالهء قبلهنما مشروح و مفصّل نگاشته ) . مدّعيان محبّت كه از قبول چنين تكليفى سرباز مىزنند ،