تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
يهوديد ، موسى و عيسى ( ع ) را نيز مانند شما نمىتوان نصرانى و يهود گفت . اگر مقصد شما اين است كه شريعت ابراهيم با شريعت شما نزديك‌تر است ، اين دعواى شما نيز درست نيست ؛ شما اين مسئله را از چه مىدانيد ؟ در كتب شما ذكر نشده ؛ خدا ( ج ) به شما خبر نداده ؛ و اثباتى بر اين مدّعا نداريد . چيزى را ندانستن و بدان اصرار داشتن منتهاى بىخردى است . اطّلاعات جزئى كه شما در بعضى چيزها داشتيد ، اگرچه ناقص و سرسريست ؛ مثلا ، در واقعهء حضرت مسيح و بشارات بعثت پيغمبر آخر الزمان ( ص ) و غيره ، در آن مناظره كرديد ؛ امّا ، چيزى را كه هيچ نمىدانيد و شمّه‌اى از آن به شما نرسيده ، آن را به خدا ( ج ) حوالت كنيد ؛ تنها حضرت او مىداند كه ابراهيم كه بود ، و اكنون در دنيا مسلك كدام جماعت با وى نزديك‌تر است .
ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
( 67 ) نه بود ابراهيم يهودى ، و نه بود نصرانى ، و ليكن بود از مذاهب باطله بيزار ، حكم بردار ؛ و نه بود از مشركان . تفسير : حضرت ابراهيم ( ع ) خويشتن را حنيف و مسلم گفته است . معنى حنيف آن است كه ساير طرق باطله را فرو گذاشته ، راه يگانهء حق را اختيار نمايد . « مسلم » آن است كه : تابع حكم الهى ( ج ) باشد ؛ اكنون نگاه كنيد كيست امروز كه از همه گسسته ، و به طريق حق سپرى گشته ، خويشتن را خالص به حضرت احديّت سپرده است ؟ هركه چنين است ، به ابراهيم ( ع ) بيشتر نزديك و شبيه است . تنبيه : اينجا در كلمهء « مسلما » لازم نيست كه از اسلام ، خاص « 1 » شريعت محمّديّه مراد باشد ؛ بلكه اينجا مراد تسليم و تفويض و فرمان بردن است ، كه دين همه پيغمبران بود ؛ و ابراهيم ( ع ) اين عنوان و لقب را به كمال خصوصيّت روشن ساخته بود :
« إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ »
( بقره ، ركوع 16 ) . قصّهء زندگانى ابراهيم ( ع ) هر كلمه‌اش ثابت مىگرداند
هامش
( 1 ) . تنها