مىدهند ؛ در ميان اين مردم ، كه شايستهء آن است كه خويشتن را « مسلم » و پيرو ملّت ابراهيم پندارد ؟ العياذ باللّه !
و فى رواية محمد ابن اسحق : فقال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم - « اسلموا ؛ فقالوا قد اسلمنا ؛ فقال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم : كذبتم كيف يصحّ اسلامكم و انتم تثبتون للّه ولدا ، و تعبدون الصّليب ، و تأكلون الخنزير ؟ ! » ؛ ( تفسير كبير ) .
وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ
و اختلاف نكردند آنان كه داده شدهاند كتاب ، مگر پس از آنكه آمد به ايشان دانشى ، از روى حسد ميان ايشان ؛
تفسير : اسلام چيزى آشكار و روشن است ، دلايلى كه از آن ثابت شده مىتواند « 1 » كه موسى و عيسى پيغمبراند ، و تورات و انجيل كتب آسمانى است ، نسبت به آنها دلايل زندهتر و بهتر موجود است كه ثابت مىنمايد حضرت محمد ( ص ) پيغمبر خدا ( ج ) و قرآن كتاب الهى مىباشد ؛ بلكه خود آن كتب به حقّانيّت گواهى مىدهند . توحيد خالص ذاتا مضمون واضح و آشكار است ، و بر خلاف آن ، نظريهء پدر و مادر ، به چيستانى شبيه است كه هيچ اصل علمى آن را تأييد نمىكند . پس آن كسان از اهل كتاب كه با اسلام مخالفت مىورزند ، و حقايق واضح آن را تكذيب مىكنند ، و از احكام الهى ( ج ) سر بازمىزنند ، دربارهء آنها جز اينكه گوئيم : از حرص ، حسد ، ضدّ ، عناد ، محبّت مال و جاه چنين مىكنند ؛ ديگر چه توان گفت ؟ !
در فوايد آيهء
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ » *
اقرار ابو حارثة بن علقمه رئيس وفد نجران نقل شده ؛ اينها عادت قديم آنان است ؛ تاريخ ثابت مىكند كه اختلافات يهود و نصارى يا فرقههايى كه در ساير مذاهب حادث شده ، و اين اختلاف به جنگهاى خونين منتهى گرديده ، عموما مبنى بر جهل و نادانستگى نبوده ؛ اكثر از حبّ جاه و محبّت سيم و زر به وقوع پيوسته است .
هامش
( 1 ) . مىتواند ثابت شود