روشن است ، اگر به اسلام داخل نمىشوند ، بدانند كه ما خويشتن را به يك خدا ( ج ) سپردهايم .
وَ قُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْأُمِّيِّينَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
( 20 )
و بگو براى آنان كه داده شدهاند كتاب ، و به ناخوانان : آيا اسلام آورديد ؟
پس اگر اسلام آوردند ، به تحقيق راه راست يافتند ؛ و اگر رو گردانيدند ، پس جز اين نيست كه لازم بر تو پيغام رسانيدن است ؛ و اللّه بيناست به بندگان .
تفسير : شما تأمّل كنيد كه واقعا چون ما بندگان مطيع پروردگار شدهايد ؟ يا اكنون مىشويد ؟ اگر شدهايد ، بدانيد كه شما به راه راست روانيد ، و برادر مائيد ؛ و الّا كار ما داناندن « 1 » است ، و نشيب و فراز را نمودن ، كه ما آن را انجام داديم . مزيد بر اين همه ، بندگان و اعمال آشكار و نهان ايشان تحتنظر خداست كه خدا ( ج ) هر يك را مىسنجد .
تنبيه : چون نزد مشركان عرب علم كتاب سماوى نبود ، آنان را « امّى » ( ناخوان ) « 2 » مىگفتند .
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ
هر آئينه آنان كه كافر مىشوند به آيتهاى خدا ، و مىكشند پيغمبران را به ناحق ، و مىكشند آنان را كه امر مىكنند
هامش
( 1 ) . تعليم دادن ، فرادادن ، آموختن .
( 2 ) . كسى كه توانايى خواندن را ندارد ؛ بيسواد