وَ الْمَلائِكَةُ
و گواهى دادند فرشتگان ؛
تفسير : ظاهر است كه گواهى فرشتگان بر خلاف گواهى خدا چسان مىتوان شد ؟ ! فرشته نام مخلوقى است كه از راه صدق و حق سرتابى كرده نمىتواند « 1 » ؛ طورى كه تسبيح و تمجيد فرشتگان عموما بر توحيد و تفريد بارى تعالى مشتمل مىباشد .
وَ أُولُوا الْعِلْمِ
و خداوندان دانش ؛
تفسير : اهل علم در هر عصر گواهى توحيد را مىدهند ، و امروز به صورت عمومى بيان كردن خلاف توحيد مرادف جهل شناخته مىشود . مشركين هم از دل قبول دارند كه هيچ وقت اصول علمى تأييد عقايد مشركانه را كرده نمىتواند « 2 » .
قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
( 18 )
در حالىكه خداوند تدبيركننده است به عدل ؛ نيست هيچ معبود غير او ؛ غالب است ، با حكمت .
تفسير : براى اداء انصاف دو امر لازم است : اوّل اينكه انصافكننده چنان اقتدار داشته باشد كه از گفتهء او كسى سرباز زده نتواند « 3 » ؛ دوّم حكيم باشد كه به دانايى و حكمت خود هرچه را « 4 » سنجيده فيصلهء صحيح نمايد ، و حكمى بىموقع صادر نكند ؛ چون حقتعالى عزيز و حكيم
هامش
( 1 ) . نمىتواند عقايد مشركانه را تأييد كند .
( 2 ) . نمىتواند عقايد مشركانه را تأييد كند .
( 3 ) . كسى نتواند سر باز بزند ؛
( 4 ) . هر چيز را ، همه چيز را