ديگران به قدر يك ذرّه نقصان نرساند .
فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ
پس اگر باشد كسى كه بر ذمّهء وى است قرض ، بىعقل ؛ يا ناتوان ؛ يا نمىتواند كه املا كند او ؛ پس بايد كه املا كند كارگزار او به انصاف ؛
تفسير : اگر قرضدار لايعقل يا ناتوان باشد ؛ چون طفل و پير ، كه خود معامله را نداند ، و به كاتب نيز گفته نتواند « 1 » ، مختار « 2 » مديون يا وارث و سرپرست او ، معامله را بر طبق عدالت ، و به صحّت ، املا نمايد .
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ
و گواه گيريد دو شاهد از مردانتان ؛ پس اگر نباشد دو مرد ، پس يك مرد و دو زن گواه شوند ، از كسى كه رضامند باشيد از گواهان ، تا اگر فراموش كند يكى از دو زن ، ياد دهد
هامش
( 1 ) . نتواند بگويد ،
( 2 ) . نماينده ، نايب