مىكند ؛ همچنين كسى كه به ديگران مىنمايان ، و از اين جهت صدقه مىدهد كه مردم به سخاوت او اعتراف نمايند ؛ اينگونه صدقه نيز ثوابى ندارد . در ابطال صدقه اين ارشاد « 1 » كه « او به خدا ( ج ) و روز قيامت يقين ندارد » قيد و شرط نيست ، زيرا ، صدقه در اثر ريا باطل مىگردد .
اگرچه دهندهء آن مؤمن باشد ؛ امّا ، اين قيد از آن جهت افزوده شد كه معلوم شود رياكارى از شأن مؤمنان بعيد ، و مناسب حال منافقان است .
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ( 264 )
( پس ) مثال آن چون مثال سنگ صاف است ؛ كه بر او باشد خاك ؛ ( پس ) برسد او را بارانى شديد ؛ ( پس ) بگذارد آن را صاف ( از گرد و خاك ) ! قدرت نمىيابند بر هيچ چيزى از آنچه عمل كردهاند ؛ و خدا هدايت نمىكند گروه كافران را .
تفسير : در سابق ذكر شد كه مثال خيرات چنان است كه از يكصد دانه هفتصد دانه پديد آيد . در اين آيت مىفرمايد كه شرط خيرات نيّت است هر كه به نيّت ريا و خودنمايى خيرات كند ، مثال آن چنان است كه يكى بر سنگى كه بر آن اندكى خاك به نظر مىآمد ، تخم افشاند ؛ هنگامى كه باران باريد ، سنگ بكلّى صاف شد . چون بر اين گونه سنگ ، تخم حاصلى نمىدهد ؛ رياكار را نيز از صدقات او ثوابى نصيب نمىشود .
هامش
( 1 ) . اين رهنمود الهى ، اين قيد كه خداوند متعال افزوده است