سرهاى خويشتن پيوستند .
وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
( 260 )
و بدان هر آئينه اللّه غالب ، با حكمت است .
تفسير : اينجا احتمال دارد كه دو چيز به دل خلجان كند « 1 » : اوّل ، زنده شدن جسم بىجان متفرّق الاعضاء كه در بادى امر قابل انكار مىنمايد ؛ دوّم تخصيص پرندگان و تخصيص عدد چار ؛ ، و تخصيص پرندگان از فلان فلان نوع ، و تفريق اجزاى آنها ، كه به صدايى زنده گردند ، و دوان دوان بيايند ؟ ظاهرا ، از اين تخصيصها و قيودات ، نتيجه و مفادى تصور نمىشود ! خداوند در پاسخ خلجان اوّل ، « عزيز » ، و در جواب خلجان دوّم « حكيم » فرمود ؛ و هر دو شبهه را مستأصل گردانيد ؛ يعنى ، اين امر در اذهان شما راسخ گردد كه حضرت الهى ( ج ) تواناى مطلق است ؛ هرچه مىخواهد مىكند ؛ و در هر حكم او چندين حكمت موجود است ؛ اگر ما بندگان آن را درنيابيم ، و احاطه نتوانيم ، نقص و قصور دانش خود ما است از حكمتهاى وى هيچگاه و هرگز نبايد انكار ورزيد « 2 » خداوند ( ج ) هرچه را بهتر مىداند .
در آية الكرسى قدرت و علم و ديگر صفات الهى ( ج ) ذكر شد ، و بعد از آن سه داستان بالا ذكر گرديد ؛ خدا ( ج ) هركه را خواهد راه مىنمايد ؛ هركه را خواهد گمراه كرده مىتواند « 3 » ؛ زنده كردن و ميرانيدن همه به اختيار اوست .
اكنون فضيلت جهاد و انفال مال را در راه خدا ( ج ) با قيود و شرايط آن بيان مىكند ، كه در اين باره پيشتر نيز ذكرى شده بود ؛ زيرا ، موانعى كه در جهاد و انفاق مال معاينه شده ، بعد از حصول يقين به علم و قدرت الهى ( ج ) و انكشاف عجائبات قدرت وى ، اگر كاملا رفع نشود حتما متزلزل و كاسته مىگردد .
مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ
مثال آنان كه خرج مىكنند اموالشان را در راه خدا ؛ مثال يك دانهايست
هامش
( 1 ) . به ذهن خطور كند ؛
( 2 ) . حكمتهاى وى را هرگز و هيچگاه نبايد انكار كرد ؛
( 3 ) . مىتواند گمراه كند ؛