إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
مگر آنكه بترسند ( زن و شوهر ) كه برپا ندارند احكام اللّه را ؛
تفسير : مهرى را كه مردان به زنان دادهاند ، جايز نيست كه در عوض طلاق باز خواهند ؛ مگر در صورتى كه ناگزير باشند ، و هيچگونه موافقت ميان آنها صورت نبندد ، و در انديشه باشند كه نمىتوانند نسبت به شدّت مخالفتشان احكام خدا ( ج ) را در معاشرت رعايت كنند ، و از جانب مرد نيز در اداى حقوق زن هيچ تقصيرى نباشد ؛ و الّا بازستانيدن مال به شوهر « 1 » حرام است .
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ
( پس ) اگر ترسيديد كه برپا ندارند احكام اللّه را ، ( پس ) نيست گناهى بر زن و شوهر در آنچه عوض خود داد زن آن را ؛
تفسير : اى مسلمانان ، اگر ميان زن و شوهر چندان منافرت و بيزارى حادث گشته كه شما مىترسيد كه ديگر ميان آنها موافقت امكان ندارد ؛ هيچ گناهى بر طرفين عايد نمىشود كه زن مال بدهد و خويشتن را از عقد نكاح برهاند ، و مرد آن مال را بگيرد . اين را « خلع » مىگويند .
چون در حال ضرورت ، خلع ميان زن و شوهر درست است .
فايده : زنى به حضور حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - عرض نمود : كه من از شوهر خود ناخشنودم ، و ديگر نمىخواهم با وى به سر ببرم ! حضرت نبوى ( ص ) تحقيق فرمودند ؛ زن گفت : شوهر من در اداى حقوق من كوتاهى نمىكند ، و بر اخلاق و ديانت او نيز اعتراضى ندارم ؛ امّا ، با وى منافرت طبيعى دارم ! حضرت پيغمبر ( ص ) مهر را از وى ستانيد ، و به شوهرش
هامش
( 1 ) . براى شوهر