چون باز مىگشت ، گاهى به زراعت يكى آتش مىافكند ، و گاهى حيوانات ديگرى را پى مىكرد ؛ بنابرآن ، اين آيت در مذمّت منافقان فرود آمد .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
و بعضى از مردمان كسى است كه مىفروشد نفس خود را براى طلب رضاى اللّه ؛
تفسير : آيهء ماقبل از منافق بحث مىراند كه به جاى دين دنيا را پسنديده بود ؛ در مقابل آن ، در اين آيت ، ذكر آن مخلص كامل الايمان است كه دنيا و هستى و مال خويش را در طلب دين صرف مىنمايد . مىگويند : حضرت صهيب رومى ( رض ) به ارادهء هجرت عازم حضور آن حضرت شد ؛ مشركان راه را بر وى بستند ؛ صهيب ( رض ) گفت : من خانه و دارائى خويش را به شما مىگذارم ، به شرطى كه « 1 » مرا از هجرت باز مداريد و بگذاريد به مدينه روم ! مشركان راضى شدند ، و صهيب ( رض ) به خدمت پيغمبر ( ص ) مشرّف شد . نسبت به اين كردار و فداكارى صهيب ( رض ) اين آيت در ستايش مخلصان فرود آمد .
وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ
( 207 )
و اللّه بسيار مهربان است بر بندگان .
تفسير : چه فضل و عنايت خداوند است كه بندگان خود را توفيق بخشيد كه در راه رضاى او جان و مال خود را حاضر مىسازند . ملتفت بايد شد كه جانها و مالهاى مردمان در حقيقت ملك الهى مىباشد ؛ خريد آن در عوض بهشت محض مهربانى و احسان او تعالى است .
هامش
( 1 ) . به شرط آنكه ، مشروط به اينكه