تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
باشد قبلهء مستقل و مناسب او مقرّر دارد و از آيهء
« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ »
علّت حكم مذكور روشن مىگردد ، تا الزام مخالف عايد شده نتواند . « 1 » و شايد علت تكرار ، اين باشد كه اوّلا مسئلهء قبله اهميّت خاص دارد ؛ و ثانيا ، مسئلهء نسخ را در احكام الهى هر نادانى ادراك نمىتواند ؛ ثالثا ، تحويل قبله نسخ نخستين است كه در شريعت محمّدى ظاهر شده ، تكرار تأكيد در چنين مواقع عين حكمت و بلاغت است ؛ يا از اين وجه كه در آيت اوّل ، تعميم احوال ؛ و در آيت دوّم ، تعميم امكنه ؛ و در آيت سوّم تعميم ازمنه ؛ مقصود است .
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِي
تا نباشد مردمان را بر شما حجت ( اعتراض ) ؛ مگر آنان كه ستم كردند از ايشان ، پس مترسيد از اعتراضات‌شان ، و بترسيد از من ، تفسير : از آن جهت به توجه جانب خانهء كعبه حكم شد كه در تورات مذكور بود خانهء كعبه قبلهء ابراهيم است ، و عاقبت قبلهء پيغمبر آخر الزمان نيز به آن سو خواهد بود ؛ اگر حضرت پيغمبر به تحويل قبله مامور نمىشد ، يهود الزام وارد مىكردند ، و از طرفى هم مشركان مكّه مىگفتند قبلهء ابراهيم كعبه است ، به چه علّت ، اين پيامبر كه مدّعى ملّت ابراهيم است . از قبلهء آن انحراف مىورزد ! به حكم تحويل قبله هر دو جانب را مجال اعتراض نماند . ممكن است ، بعضى مردم كه دور از انصافند ، پس از اين نيز الزاماتى وارد كنند : مشركان گويند : حقانيت قبلهء ما بر مسلمانان معلوم شد كه آن را اختيار نمودند ؛ ممكن است رفته رفته ديگر آئين و مرسومات ما را نيز قبول نمايند ! يهود گويند : مسلمانان بعد از قبول حقّانيّت قبلهء ما به عناد و اغراض نفس و خودپسندى آن را ترك كردند ! شما به سخنان مردمى كه انصاف ندارند ملتفت نشويد ، و خاص به متابعت احكام ما بپردازيد .
هامش
( 1 ) . تا مخالف ديگر بار نتواند مسلمانان را ملزم و مجاب گرداند .
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 117 | محمود حسن ديوبندى