تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا
و هنگامى كه گرفتيم عهد شما را ، و بلند كرديم بالاى شما كوه طور را ؛ بگيريد
ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
( 63 ) آنچه داديم شما را به كوشش ، و ياد آريد آنچه در آن است ؛ تا شما بترسيد . تفسير : چون تورات فرود آمد ، بنى اسرائيل از طريق تمرّد گفتند كه احكام آن سنگين و از توان ما بيرون است ! به حكم خدا ( ج ) كوهى بلند شد ، و از فراز بر ايشان فرود آمدن گرفت ؛ در مقابل آنها آتشى پديد آمد تا راه گريز و تمرّد بر آنها مسدود گردد ، و به حال انكار نماند ؛ ناگزير احكام تورات را قبول كردند . در اين‌جا ، يك اعتراض وارد مىشود كه قبول احكام تورات در اثر فرود آمدن كوه جبرا و كرها به ايشان تحميل گرديده ، و اين امر به آيهء
« لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ »
و قانون تكليف سراسر مخالف است ؛ چه ، بناى تكليف بر اختيار است ، و اختيار با اكراه مناقضت دارد ! جواب اين اعتراض چنين است : در قبول دين هرگز اكراه نبوده ؛ بنى اسرائيل قبلا به رضاى خود دين را پذيرفته بودند و به حضرت موسى ( ع ) باربار تقاضا مىنمودند ، و از وى كتابى مىخواستند كه مشتمل بر احكامى باشد تا آن را عمل كنند ، و در اين مسئله پيمان بسته بودند ؛ چون تورات فرود آمد ، ميثاق خويش را شكستند ؛ بنابراين ، فرود آمدن كوه به غرض بازداشتن از نقض پيمان بوده ، نه براى قبول دين .
ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
پس رو گردانيديد بعد از اين ميثاق ؛ پس اگر نمىبود فضل خدا بر شما
وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ
( 64 ) و مهربانى او ، هر آئينه مىبوديد از تباه شوندگان ( زيان‌كاران ) .