بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
( 61 )
به سبب آنكه گناه مىكردند ، و بودند كه از حد مىگذشتند .
تفسير : مايهء خوارى و بينوايى و خشم الهى ( ج ) بر يهود ، آن بود كه كافر شدند و پيغمبران را كشتند ؛ باعث بر كفر و قتل ، سر باززدن از اوامر و نواهى خدا و برآمدن از حدود شرع بود .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
( 62 )
هر آئينه آنانى كه ( به زبان ) ايمان آوردند و آنانى كه يهود شدند و نصارا و صابىها ؛ هركه از ايشان ايمان آورى به خدا و روز قيامت و كردكار شايسته ؛ پس ايشانراست ثوابشان نزد پروردگارشان ، و نيست ترسى بر ايشان و نه ايشان اندوهگين شوند .
تفسير : اين عنايت مختصّ به يك دسته مردمان نيست . شرط بزرگ يقين ( ايمان ) و اعمال پسنديده است ؛ در هركه اين شرط موجود باشد ، به ثواب نائل آيد . اين را خداوند ازينرو فرمود كه بنى اسرائيل غرور كرده مىگفتند : ما اولاد انبيائيم ، و در حضور خدا ( ج ) از ساير امم بهتريم !
فايده : امّت موسى ( ع ) را يهود ، امت مسيح ( ع ) را نصارى گويند . « صابئين » فرقهايست كه از هر دين آنچه را خوب مىپنداشتند اختيار مىكردند ؛ ابراهيم ( ع ) را قبول داشتند ؛ فرشتگان را مىپرستيدند ؛ زبور را تلاوت مىكردند ؛ و سوى كعبه نماز مىگذاردند .