تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
تفسير : ياد آريد هنگامى را كه ، با وجود آلاى بىشمار « 1 » ، ما به موسى گفتيد كه ما باور نمىنمائيم كه تو مىگوئى كه اين كلام خداست ، مادامى كه خدا را آشكارا به چشم نبينيم ! به علّت اين جسارت ناجايز ، به صاعقه هلاك شديد ، آنگاه به نياز موسى ( ع ) دوباره شما را زنده كرديم . اين واقعه در هنگامى بود كه موسى از ميان بنى اسرائيل هفتاد تن را برگزيد و براى شنيدن كلام خدا ( ج ) با خويشتن به كوه طور برد ؛ چون كلام خدا را شنيدند ، همه به اتّفاق گفتند : اى موسى ( ع ) سخنان نهانى و پس پرده را مورد اعتبار قرار نمىدهيم ، تا خدا ( ج ) را به چشم نبينيم ! به سزاى اين بىباكى ، آن هفتاد تن به صاعقه هلاك گرديدند .
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
و سايبان ساختيم بر شما ابر را ، و فرو فرستاديم بر شما من و سلوى را ؛ تفسير : بعد از غرق فرعون به فرمان پروردگار ، بنى اسرائيل از مصر رهسپار شام شدند ؛ خيمه‌هاىشان در صحرا دريده شد ؛ هنگامى كه خورشيد گرم مىشد ، ابر بر آنها سايه مىكرد ، و چون غلّه تمام مىشد ، منّ و سلوى جهت طعام‌شان فرود مىآمد ، « منّ » چيزى بود شيرين ، شبانه با شبنم مىباريد ، چون دانهء گشنيز بود ، و به ترنجبين شباهت داشت ، و در پيرامون اردوى بنى اسرائيل انبار مىگرديد ؛ چون صبح مىشد هر كه به قدر احتياج از آن بر مىداشت . « سلوى » مرغى است كه آن را « بودنه » گويند ، اين مرغ در وقت شام خيل خيل جمع مىآمد ، در ظلمت شب آن را گرفته كباب مىكردند . روزگار درازى خوراك بنى اسرائيل « منّ و سلوى » بود .
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
بخوريد از پاكيزه چيزهائىكه داديم به شما ؛ تفسير : از اين غذاى گوارا و لطيف بخوريد ، و به آن قناعت كنيد ؛ به روز ديگر ذخيره
هامش
( 1 ) - نعمت‌هاى بىشمار ما .