تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
منهيد ، و به جاى آن چيزى تمنّا منمائيد .
وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
( 57 ) و ظلم نكردند بر ما ، و لكن بودند كه بر نفسهاى خويش ظلم مىكردند . تفسير : ظلم اوّل اين بود كه ذخيره كردند ، چندانكه گوشت تعفّن كرد ؛ ثانيا ، در عوض منّ و سلوى گندم و تره و عدس و پياز تمنّا كردند . به كيفر اين تجاوزات دچار مصائب گوناگون گرديدند .
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ
و ( ياد كنيد ) هنگامى را كه گفتيم : داخل شويد درين ده ؛ تفسير : بنى اسرائيل از كثرت گردش در صحرا به تنگ آمدند و از خوردن « منّ و سلوى » دلهاىشان زده شد امر شد . كه در شهر « اريحا » درآيند ؛ آنجا عمالقه سكونت داشتند ؛ ايشان از قوم عاد بودند . برخى گويند : اين شهر بيت المقدس بود .
فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
پس بخوريد از آن هرجا كه خواهيد ، خوردنى ( فراخ ) فارغ ؛ و درآئيد به دروازه سجده‌كنان . تفسير : از دروازهء اين شهر سجده‌كنان عبور نمائيد ؛ اين شكر بدنى بود . بعضى گويند : به رسم تواضع خميده رويد .