تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
مىشود « 1 » . يعنى : تو چه مىدانى شايد آن اعمى با آمدن و ياد گرفتن از تو عمل كند و پاك شود و يا پند گيرد و بياموزد و سپس از آن بهره برد . در الميزان فرموده : در اين چهار آيه عتاب شديدى هست ، و بر شدت عتاب مىافزايد اينكه دو آيه اول به صورت غيبت است و به علت تشديد انكار عمل ، از خطاب اعراض شده است و در دو آيهء بعدى به صورت خطاب و روبرو و الزام حجت و توبيخ و بدون واسطه سخن گفته شده است . طبرسى رحمه اللَّه فرموده است : علّت غيبت در دو آيه اول اجلال آن حضرت است كه عبوس شدن و اعراض را به او نسبت نداده است . الميزان فرموده است : اين سخن با خطاب
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى
جور در نمىآيد . 5 تا 10 -
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى وَ هُوَ يَخْشى فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
به قرينه
وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ . . .
به نظر مىآيد كه مراد از « استغنى » بىنيازى در قبول دين است يعنى آنكه در قبول دين خود را بىنياز مىداند ، تو به او توجه مىكنى با آنكه بر تو باكى نيست كه ايمان نياورد و از شرك پاك نگردد ، اما آنكه به شتاب پيش تو مىآيد تا پند گيرد و پاك شود و در حالى كه از خدا مىترسد ، تو از او به ديگران مشغول مىشوى . جملهء
وَ هُوَ يَخْشى
بيان آنست كه تعليم تو به او حتما مفيد خواهد بود . زيرا به حكم
سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى
اعلى / 10 هر كه خشيت دارد متذكر مىشود الميزان فرموده است : جلو افتادن « انت » در دو محل و آمدن « له - عنه » همه
هامش
( 1 ) « فتنفعه » را با نصب خوانده‌اند كه جواب « لعله » با تقدير « ان » است و با رفع نيز خوانده‌اند كه عطف بر « يذكر » مىباشد .