ابن عباس و مجاهد « سفره » را ملائكه گفتهاند . الميزان سفره را جمع سفير به معنى فرستاده و نماينده دانسته كه ملائكه مىباشند و فرموده : « بايدى سفراء من الملائكة كرام على ربهم . . . » با مراجعه به لغت خواهيم ديد : سفير به اين معنى در لغت نيامده است فقط به معنى نمايندهاى كه براى اصلاح اعزام مىشود آمده است ، آن هم در آيه مناسب نيست على هذا معناى اول اصح است .
إِنَّها تَذْكِرَةٌ
يعنى آيات قرآن ، و شايد « ها » راجع به قرآن باشد و تأنيث آن به جهت « تذكره » است
فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ
يعنى : آن تذكره نوشته شده است در صحيفههاى با ارزش
مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ
يعنى و الا مقام و گرانقدر هستند و پاك شدهاند از باطل و شك و تناقض و اختلاف .
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
حم سجده / 42
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
طارق / 14 .
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ
صفت چهارم « صحف » است يعنى آن صحيفههاى پاك در دست نويسندگان كريم و نيكوكار است .