كلمهها
عبس : عبس ( بر وزن فلس ) : روترش كردن و قيافه در هم كشيدن و رو ترش شدن ، لازم و متعدى هر دو آمده است « عبس وجهه عبسا و عبوسا : كلح » .
تولى : تولى اگر با « عن » باشد به معنى اعراض و اگر با « الى » باشد به معنى رو كردن آيد ، در آيه به معنى اعراض است .
يزكى : آن در اصل « يتزكى » است تاء به زاء عوض شده و در آن ادغام گرديده است « تزكى » از باب تفعل به معنى پاك شدن است « يزكى » : پاك مىشود .
يذكر : آن در اصل « يتذكر » است به معنى پند گرفتن و ياد آور شدن مىباشد تاء به ذال عوض شده و در آن ادغام گرديده است « تذكرة » از باب تفعيل : يادآورى .
استغنى : استغناء : طلب بىنيازى « استغنى اللَّه : سأله ان يغنيه » به نظر راغب ، آن مانند غنى به معنى بىنيازى است .
تصدى : تصديه : رد كردن . توجه كردن ، اصل آن « صد و » به معنى كف زدن و دست به هم زدن است ( قاموس قرآن ) تلهى : لهو : مشغول شدن . « تلهى » : مشغول شدن و غفلت كردن .
صحف : ( بر وزن عنق ) : جمع صحيفه ، يعنى : صحيفهاى كه در آن مىنويسند .
مكرمة : كرم بر وزن شرف » : شرافت . گرانقدرى و عزيز بودن مكرمة :
گرانقدر و پرارزش . « كرام » جمع كريم به معنى محترم و با