تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
از سوره‌هاى قبل از هجرت مىباشد و پيداست كه همه به يك بار نازل شده است . 5 - در علّت نزول اين سوره مطلبي هست كه مفسران اهل سنت به آن اعتماد كرده‌اند و در بعضى از روايات شيعه نيز به آن اشاره شده است ، ما آن را از مجمع البيان نقل مىكنيم . مرحوم طبرسى چنين آورده است : گويند : اين آيات دربارهء ابن ام مكتوم نازل گشته است اسم او عبد اللَّه بن شريح بن مالك . . . مىباشد ، او نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد ، آن حضرت با عتبة بن ربيعه و ابو جهل بن هشام و عباس بن عبد المطلب و ابىّ و اميّة پسران خلف ، سخن مىگفت و آنها را به خدا دعوت مىكرد و اميد داشت كه اسلام آورند . ابن ام مكتوم ( كه نابينا بود ) گفت : يا رسول اللَّه بر من قرآن بخوان و از آنچه خدا تعليمت كرده مرا تعليم كن ، او با صداى بلند آن حضرت را مىخواند و حرف خويش را تكرار مىكرد و نمىدانست كه او مشغول سخن گفتن با ديگرى است ، تكرار و بلند گفتن او كه سبب قطع كلام آن حضرت گرديد ، موجب آن شد كه قيافهء آن حضرت تغيير كند و آثار كراهت در آن مشهود گردد آن جناب در دلش گفت : اكنون اينها مىگويند : پيروان او فقط نابيناها و بردگانند « 1 » . لذا حضرت توجهى بر او نكرد و به سخنش با آن پنج نفر ادامه داد ، در نتيجه ، اين آيات ( عتاب آميز ) نازل شد ، پس از اين ماجرا حضرت ، ابن ام مكتوم را احترام مىكرد و چون او را مىديد مىفرمود : به‌به به‌كسى كه پروردگارم مرا درباره او عتاب كرده است و به او مىفرمود آيا حاجتى دارى ؟ و او را دو بار در مدينه چون به جنگ رفت ، جانشين خود فرمود .
هامش
( 1 ) معلوم نيست ناقل اين سخن از درون قلب آن حضرت چطور واقف شده كه اين سخن را گفته است به هر حال نقل مجمع البيان چنين است .