طبرسى رحمه اللَّه در ادامه قضيه فرموده است : از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چون ابن ام مكتوم را مىديد مىفرمود : مرحبا مرحبا ، نه و اللَّه ديگر كارى نمىكنم كه خدا درباره تو مرا عتاب كند ، آن حضرت به او بسيار تفقد مىفرمود تا حدى كه او از حضور در محضر آن حضرت خوددارى مىكرد ( يعنى احساس مىكرد كه رسول خدا هر وقت او را مىبيند از ياد آورى آن ماجرا ناراحت مىشود ) .
آن گاه طبرسى در ادامهء سخن چنين فرموده است : از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه اين آيات درباره مردى از بنى اميه نازل گشته كه در محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود ابن ام مكتوم آمد ، مرد اموى چون او را ديد ، او را چركين حساب كرد و خودش را كنار كشيد و روترش كرد و از او اعراض نمود ، خدا در اين جريان او را حكايت و اين كار را تقبيح فرمود .
آن گاه طبرسى رحمه اللَّه از سيد مرتضى علم الهدى نقل مىكند كه فرموده است : در ظاهر اين آيات دلالتى نيست كه عتاب متوجه آن حضرت ، باشد نقل بالا فقط يك خبر است كه به « منجر به » تصريح نشده است وانگهى دلالت دارند كه منظور آن حضرت نيست زيرا رسول خدا با دشمنانش عبوس نبود كجا مانده دوستانش باشد آن گاه اينكه او به اغنياء توجه كند و از فقراء غفلت نمايد ، دور از اخلاق نيك آن حضرت است ، مؤيد اين سخن آنست كه خدا در وصف او فرموده است
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
. . . پس ظاهر آنست كه
عَبَسَ وَ تَوَلَّى
راجع به كسى غير از آن حضرت است .
علامهء طباطبائى نيز در الميزان قبول ندارد كه عتاب در اين آيات راجع به آن حضرت باشد ، طبرسى رحمه اللَّه در جوامع الجامع قول اول را بدون اظهار نظر نقل فرموده و به قول سيد مرتضاى مرحوم اشاره نمىكند .