آن مرعى گويند كه چهارپايان در آن با چريدن محافظت مىشوند .
ارساها : رسو : ثبوت و رسوخ . « رسا الشيء : ثبت » ، ارساء : اثبات و پايدار كردن « ارساها » : استوار كرد آنها را .
طامة : طمّ : غلبه و تجاوز « جرى الوادى فطمّ على القرى » يعنى سيل جارى شد و بر روستاها غلبه كرد ، قيامت را از آن طامة گفتهاند كه بر هر چيزى غلبه و برترى كند « طامة » حادثه بزرگ و فراگيرند ، آن فقط يك بار در قرآن آمده است .
برزت : بروز : آشكار شدن . « البروز : الظهور » .
آثر : ايثار : برگزيدن و اختيار كردن
آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا
: زندگى دنيا را بر آخرت برگزيد .
جحيم : آتش بزرگ الجحيم كل نار عظيمة في مهواة » مرساها : مرسى : مصدر ميمى ، اسم زمان و اسم مكان آيد ، آن در آيه ظاهرا به معنى وقوع است كه مصدر ميمى مىباشد .
الساعة : ساعة : وقت حاضر جزئى از اجزاء شب و روز ، منظور از آن در آيه قيامت است .
يلبثوا : لبث : درنگ و توقف
لَمْ يَلْبَثُوا
توقف نكردند .
عشية : طبرسى و زمخشرى گفتهاند : عشى از اول ظهر است تا غروب ، عشيه همان عشى است ، به قولى تاء آن براى وحدت است .
شرحها
اين آيات استدلال بر معاد و جواب
أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ
است و تقرير