44 - امر آن به پروردگارت مربوط است .
45 - تو فقط انذار كنندهاى ، كسى را كه از آن مىترسد
46 - روزى كه مردم آن را مىبينند ، گويا در دنيا توقف نكردهاند مگر بعد از ظهرى يا قبل از ظهر آن .
كلمهها
أشد : محكمتر . شدّ در اصل به معنى محكم بستن است .
سمكها : سمك ( بر وزن عقل ) : سقف ، ارتفاع « سمك السماء » : آسمان را بالابرد و مرتفع كرد ، سقف خانه را « سمك البيت » گويند .
سواها : تسويه به معنى ساختن و پرداختن است « سواها » : ساخت آن را .
اغطش : غطش ( بر وزن عقل ) : تاريك شدن . « غطش الليل غطشا : اظلم » اغطاش ، لازم و متعدى هر دو آمده است « اغطش » : تاريك گردانيد .
ضحيها : ضحى : نور . راغب و ديگران انتشار نور آفتاب و گسترش شعاع آن گفتهاند .
دحاها : طبرسى فرموده : دحو و دحى به معنى بسط كردن و گستردن است ، جوهرى گستردن و غلطانيدن گفته است در نهج البلاغه خطبه 89 فرموده « و سكنت الارض مدحوّة في لجّة طيّارة » يعنى زمين به حالت گسترده در دريايى مواج و روان آرام گرفت در خطبهء 70 فرموده است : « اللهم داحى المدحوات و داعم المسموكات اى خدايى كه گسترندهء گستردهها و بر پا كنندهء بالا رفتههايى .
« دحاها » گسترانيد آن را .
مرعى : چراگاه . رعى به معنى مراعات و محافظت است ، چراگاه را از